الا بذکر الله تطمئن القلوب

الا بذکر الله  تطمئن القلوب

پریود و حاملگی در مردها

مردان نيز همچون زنان اختلالات روزانه و ماهانه ِ خود را دارند

در موقعیتهایی که هورمون تستترون مرد- بیش از اندازه ترشح میشود یا به کلی ناپدید میگردد تغییرات معینی در شخصیت مرد روی می دهد.

پریود یا عادات ماهانه فرآیندی فیزیولوژیکی در بدن زنان است که در طول زندگی زنان بارها و بارها روی می دهد و زنان از این طریق آمادگی فیزیکی برای تکمیل چرخه ی تناسل بقا را پیدا می کنند. بسیاری بر این باورند که این فرآیند تنها مختص به زنان بوده و تنها زنان هستند که دارای عادات ماهانه و دوره هایی هستند که تغییرات عمده ای از نظر فیزیکی و روحی روانی در آنها پدید می آید.

اما مردان نیز همچون زنان دارای پریود اند با این تفاوت که این فرآیند یک فرآیند فیزیولوژیکی صرف نبوده و بیشتر جنبه ی روحی و روانی دارد (با در نظر گرفتن ارتباطات مستقیم فرآیندهای روحی و جسمی). بدین معنا که در مقاطع زمانی بین یک تا یک و نیم ماه یکبار، مردان به این دوره وارد شده و از نظر روحی و روانی به شدت تضعیف می گردند. زمانبندی این فرآیند ارتباط مستقیمی با میزان موفقیت مردان در کار، کسب درآمد، ارتباطات موفق با اطرافیان و حجم درگیری ها  و مشکلاتی که مرد با آنها دست و پنجه نرم می کند دارد. هرچه یک مرد از این جوانب با عدم موفقیت های بیشتری روبرو گردد مقاطع زمانبندی زودتر فرا رسیده و مدت زمان بیشتری به طول می کشد. در این دوران مرد تمایلی به برقراری ارتباطات جنسی، مشارکت در انجام امور و پرداختن به گردش و تفریح نداشته و می توان گفت به نوعی حوصله ی انجام هیچ کاری را ندارد. در این دوران همسر و فرزندان باید همواره در کنار او بوده و او را تنها نگذارند اما نباید با تلاش مزاحمت آمیز برای تغییر این فرآیند وی را آزرده نمایند و باید اجازه دهند که این دوران به سرعت گذر نماید. (بد نیست تذکر داده شود هنگام پدید آیی سندرم پریود زنان نیز مردان باید چنین رفتاری را با همسران خود داشته باشند تا آن ها نیز از این دوره به راحتی بگذرند)

با اين که مردان دچار تغييرات هورمونی ماهانه نيستند مي گويند يک تغييرات دوره ای را مي‌توانند به نوع ديگری احساس کنند و به طورِ يقين نگاهی به تصوير دوره زندگي آنان ثابت ميکند که احساسشان درست است.

دکتر Levinson در مطالعات ۱۰ ساله خود نتيجه گرفت که زندگي مردان را ميتوان به ۴ مرحله يا فصل تقسيم کرد . وی در کتاب خود به نام “فصلهای زندگی مرد " ، گذر نيمه زندگی را که مردان اغلب از ۴۰ تا ۴۵ سالگی تجربه ميکنند،توضيح ميدهد.اين گذار برای بيشتر مردان مرحله بحرانی است.

دکتر Levinson می تويسد: مردی که دچار اين بحران است، غالباٌ غير منطقی است، ممکن است سايرين او را در بسياری از موارد “ آشفته ” يا “بيمار" بنامند. خود مرد يا کسانی که به رفتار او اهميت ميدهند ، بايد درک کنند که او يک دوره تکاملی را ميگذرند و درگيرِ وظايف نيمه زندگي خود است.

در مطالعه ای در استراليا حرارت بدن زنان با حرارت بدن همسرانشان در يک زمان جدول بندی شد.حرارت بدن بسياری از مردان در نيمه ماه همزمان با حرارت بدن همسرانشان بالا ميرفت .حرارت بدن زن به اين دليل بالا ميرفت که تخمدانها تخمک گذاری ميکردند. اما از نظرِ فيزيکی دليلی برای بالا رفتن حرارت بدن مرد موجود نبود. با اين حال اين نمودار نشانی از يک سازگاری بود.اين مطالعه نشان ميدهد که دوره های حرارتی بدن زن و مرد همانند بود يعنی زمانی که اين دو با هم با سازگاری زندگی ميکردند، حرارت بدنشان به هم نزديک بود.در ميان زنان و مردانی که روابط آشفته ای داشتند، تنها شمار کمی دارای درجه حرارت يکسانی بودند.



همانندی حرارت بدن يک مرد با زن و دوره های او ميتوانند تا حدی شدت يابد که وقتی زن باردار است مرد نيز نشانه هايی از بارداری داشته باشد! اين حالت بارداری مرد" سندرم کرچ نشستن" ناميده مي‌شود که از زبان فرانسه گرفته شده است. اين يک واژهِ بود که مردم شناسان برای تعريف مراسم مذهبی که پدران باردار در قبايل ابتدايي اجرا ميکردند به کار بردند به طورِ مثال، زمانی که همسرانِ انان در بسترِ زايمان بودند ، مردانی که متعلق به قبيله چوراتی در آمريکای جنوبی بودند، ادای زنانِ در حال زايمان را در می آورند و چند روزی در خانه استراحت ميکردند. امروز نيز سندرم کرچ نشستن يک تقليد مرد از بارداری زن است.


پژوهشها ها نشان داده است ، که بين ۲۰ تا ۳۰ درصد پدران باردار نشانه های بارداری را که شامل اشتهای بيش از حد، چاقی، تورم، تهوع و استفراغ و غيره است، را تجربه ميکنند. گزارشاتی موجود است از پدران که در نُه ماه بارداری همسرشان از سوء هاضمه رنج می بردند يک شيشه قرص بهمراه داشتند و وقتی همسرشان فرزند سلامی به دنيا می آورد اضطراب آنان نيز از بين می رفت و ديگر نيازی به قرص نداشتند حال آنها خوب می شد، اما مردانی نيز هستند که از افسردگی پس از زايمان هم به‌همراه همسرشان رنج ميرند حتی اگر همسرشان افسرده نباشد.


روزی

روزی............
 


این همه گندم، این همه کشتزارهای طلایی، این همه خوشه در باد را که می خورد؟ آدم است، آدم است که می خورد

.
این همه گنج آویخته بر درخت، این همه ریشه در خاک را که می خورد؟ آدم است، آدم است که می خورد

.
این همه مرغ هوا و این همه ماهی دریا، این همه زنده بر زمین را که می خورد؟ آدم است ، آدم است که می خورد

.
هر روز و هر شب، هر شب و هر روز زنبیل ها و سفره ها پر می شود، اما آدم گرسنه است. آدم همیشه گرسنه است.

دست های میکائیل از رزق پر بود. از هزار خوراک و خوردنی. اما چشم های آدمی همیشه نگران بود. دست هایش خالی و دهانش باز

.
میکائیل به خدا گفت: خسته ام ، خسته ام از این آدم ها که هیچ وقت سیر نمی شوند. خدایا چقدر نان لازم است تا آدمی سیر شود؟ چقدر !
خداوند به میکائیل گفت: آنچه آدمی را سیر می کند نان نیست، نور است. تو مامور آن هستی که نان بیاوری. اما نور تنها نزد من است و تا هنگامی که آدمی به جای نور، نان می خورد گرسنه خواهد ماند.

***
میکائیل راز نان و نور را به فرشته ای گفت. و او نیز به فرشته ای دیگر. و هر فرشته به فرشته دیگری تا آنکه همه هفت آسمان این راز را دانستند. تنها آدم بود که نمی دانست. اما رازها سر می روند. پس راز نان و نور هم سر رفت. و آدمی سرانجام دانست که نور از نان بهتر است. پس در جستجوی نور برآمد. در جستجوی هر چراغ و هر فانوس و هر شمع.

اما آدم، همیشه شتاب می کند. برای خوردن نور هم شتاب کرد. و نفهمید نوری که آدمی را سیر می کند نه در فانوس است و نه در شمع. نه در ستاره و نه در ماه.


او ماه را خورد و ستار ها را یکی یکی بلعید. اما باز هم گرسنه بود.
**
خداوند به جبرئیل گفت: سفره ای پهن کن و بر آن کلمه و عشق و هدایت بگذار. 


و گفت: هر کس بر سر این سفره بنشیند، سیر خواهد شد.
سفره خدا گسترده شد؛ از این سر جهان تا آن سوی هستی. اما آدم ها آمدند و رفتند. از وسط سفره گذشتند و بر کلمه و عشق و هدایت پا گذاشتند.


آدم ها گرسنه آمدند و گرسنه رفتند. اما گاهی، فقط گاهی کسی بر سر این سفره نشست و لقمه ای نور برداشت. و جهان از برکت همان لقمه روشن شد. و گاهی ، فقط گاهی کسی تکه ای عشق برداشت و جهان از همان تکه عشق رونق گرفت. و گاهی، فقط گاهی کسی جرعه ای از هدایت نوشید و هر که او را دید چنان سرمست شد که تا انتهای بهشت دوید.


***
سفره خدا پهن است اما دور آن هنوز هم چقدر خلوت است.
میکائیل نان قسمت می کند. آدم ها چنگ می زنند و نان ها را از او می ربایند.


میکائیل گریه می کند و می گوید: کاش می دانستید، کاش می دانستید که نور از نان بهتر است.


اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس چیست؟ و چگونه افزایش می یابد؟


اعتماد به نفس، عبارت است از احساس اطمینان نسبت به خود. به عبارت دیگر، اعتماد به نفس یک فرد به نحوه ی احساس او درباره ی (( من )) خویش بستگی دارد. شما در مورد خودتان چگونه فکر می کنید؟ آیا نظر مساعدی نسبت به خودتان دارید و به خودتان احترام می گذاریم؟ اگر پاسخ شما به سوالات اخیر مثبت باشد، در این صورت می توان گفت که شما از یک من قوی و ایده آل، برخوردار هستید، اما اگرشما نظر مساعدی نسبت به خودتان نداشته باشید و برای خودتان احترام قایل نشوید، می تون گفت که شما دارای من ضعیفی هستید. مع الو صف، باید گفت که نظر فرد نسبت به خودش در موقعیتهای مختلف زندگی یکسان نیست و ممکن است که او دریک موقعیت خودش را خوب و قوی بپندارد، ولی در موقعیت دیگری خود پنداری ضعیفی داشته باشد.

 

 اما، چیزی که تاسف آور است، این است که اغلب ما، معمولا" بیشتر به جنبه های ضعیف خودمان اهمیت می دهیم و تمام توجه امان را بر روی نکته ضعفهایمان متمرکز می کنیم نه بر وی امتیاز اتمان. پس، چاره کار چیست؟ نخستین قدم شما برای تقویت و بالا بردن اعتماد به نفستان، درک و فهم این حقیقت باید باشد که اعتماد به نفس، در واقع همان نظر و عقیده ای است که شما راجع به خودتان دارید. آگاهی از این امر منجر به این خواهد شد که در تقویت اعتماد به نفستان در مسیر صحیحی گام بردارید. در مرحله’ بعدی، باید از خودتان بپرسید که چرا در برخی از جنبه های زندگی دارای اعتماد به نفس کافی نیستند؟ یک دلیل آن، شاید مورد مقایسه قرار دادن خودتان با افراد دیگر باشد.

 

به این ترتیب، اگر در این مقایسه شما خودتان را کمتر از دیگران بدانید، مسلما" خود پنداریتان رو به نقصان خواهد نهاد. به طور کلی، هنگامی که شما خودتان را با فرد دیگری مقایسه می کنید، این فرد، چه یک هنرمند باشد، و چه یک ورزشکار، یک وکیل، یک پزشک، یک تاجر، و یک دانشجو، اگر آن فرد را در برخی خصوصیتها بهتر از خودتان بدانید، خود پنداری شما تضعیف خواهد گشت. اما، جهت مقابله با این وضعیت و جهت این که خود پنداری صحیح و مناسبی از خود داشته باشید، بهترین شیوه نگریستن به سایر افراد، داشتن یک نگرش کلی است – نگرشی که در آن، همه ی انسان ها با هم برابر در نظر گرفته می شوند. به عبارت بهتر، به هنگام مقایسه خود با دیگران باید به این نکته توجه داشته باشید که هر انسانی دارای منابع مختلفی است. هیچ کس یک مرد یا یک زن نیست. بلکه پیش از هر چیز دیگری همه یک انسان هستید.

 

 شما با یک اسب برابر نیستید، زیرا یک اسب بسیار قوی تر از شماست، اما شما در مورد قدرت خودتان نسبت به آن اسب، هیچ نقصی در خودتان احساس نمی کنید. سرعت یک سگ بسیار سریعتر و هیکل یک فیل، بسیار تنومندتر از شماست اما شما در این گونه موارد نیز هیچگونه کمبودی در خودتان احساس نخواهید کرد، زیرا این حیوانات خارج از دایره ی تعمیم شما به عنوان یک انسان، قرار دارد. برخی از ما، افراد دیگر را دارای خصلتهایی می بینیم که خود فاقد آن ها هستیم و لذا در خودمان احساس کمبود می کنیم. این احساس کمبود و عدم کفایت – حتی اگر در مورد یک جنبه ی جزئی و کوچک باشد – سریعا" در سرتاسر وجود و در کلیت خود پنداری ما، گسترش می یابد. ولی اگر ما همه ی مردم را به چشم یک انسان بنگیرم، در آن صورت، دیگر همه کس با هم برابر خواهند بود. بلند و کوتاه، ثروتمند و فقیر، دانا و نادان، چاق و لاغر و . . . همگی بی معنا هستند .

 

 ما به عنوان یک انسان همگی یکی هستیم و تفاوت و رقابتی بین ما وجود ندارد. بنابراین، از آن جا که رقابت بین انسانها بی معناست، ما نه می توانیم موقعیت خودمان را به عنوان یک انسان بالاتر ببریم و نه می توانیم آن را پایین تر آوریم. ما همیشه یک انسان بوده ایم، هستیم و خواهیم بود و این یک واقعیت انکار ناپذیر است. اگر ما دیگران را به عنوان یک انسان بنگریم، متوجه خواهیم شد که هر انسانی در روی زمین، توانایی انجام کارهایی را دارد که ما نداریم. از طرف دیگر، ما هم می توانیم کارهایی انجام دهیم که دیگران نمی توانند، اما این امتیازات، ما را از دیگران کوچک تر یا بزرگ تر نمی سازد، بلکه فقط باعث تفاوتهایی بین ما و دیگران در برخی از زمینه های خاص زندگی می گردد. بنابراین، اگر کسی خصلتی داشته باشد که ما نداشته باشیم، و این مسئله ممکن است از نظر آن کس نوعی برتری به حساب آید، ولی از نظر ما، آن خصلت، تنها تفاوت ساده ای بین ما و او خواهد بود.

 

بر دو درخت نظری اندازید. یکی از این درختان، ماموت تنومندی با عمری بیش از هزار سال است، آن دیگری، درخت کاج کوچکی است که در بیشه زارها روئیده است. آیا از نظر شما، درخت ماموت تنومند از درخت کوچک کاج برتر است؟ مسلما" این طور نیست. از نظر شما، آنها هر دو فقط یک درخت هستند، یکی کوچک و یکی بزرگ. به این ترتیب، زمانی هم که بر دو نفر انسان می نگرید، چه یکی از آنها استعداد بیشتری نسبت به دیگران داشته باشد، چه نه، آنچه که شما خواید دید فقط دو نفر آدم خواهد بود، نه بیشتر و نه کمتر. اگر شما موفق شوید که عملاً مردم دیگر را در شکل واقعی خودشان، بدون اصرار در برتر دانستن یکی بر دیگری و رقابت بین آنها، ببینید، در آن صورت می توان گفت که شما به درجه ی بالایی از اعتماد به نفس دست یافته اید و خودتان را آنچه که هستید – یعنی به یک انسان - می بینید.

 

هر کس دارای امتیازی نسبت به دیگران است، شما دارای چه توانائی هستید که دیگران ندارند؟ مسلماً شما می توانید کارهایی انجا دهید که افراد دور و برتان قادر انجام آن کارها نیستند. آیا داشتن این توانائیها، شما را برتر از دیگران می سازد؟ یا این که فقط به این معناست که شما می توانید کاری را بهتر از برخی از افراد دیگر، انجام دهید؟ اگر در زندگی شما، شخصی وجود داشته باشد که که شما با نگاهی از پایین به بالا، او را برتر از خودتان می پرداند در این صورت لازم است که برروی اعتماد به نفستان اندکی کار کنید.

 

 از طرف دیگر، اگر در زندگی شما کس دیگری وجود داشته باشد که شما با نگاهی از بالا به پایین، او را کمتر از خودتان می پندارید، باز هم لازم است به تقویت اعتماد به نفستان مشغول شوید. اما اگر شما همه ی انسانها را – چه آنهایی را که قبلاً برترین برترین ها و چه آنهایی را که کم ترین کمترینها هستید – با خودتان برابر بدانید، در این صورت می توان گفت که سطح اعتماد به نفس شما خوب و طبیعی است. شما، در صورتی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار خواهید شد که در رقابت دائم با تنها چیزی که احساس رقابت را در شما تحریک می کند – یعنی خودتان – قرار داشته باشید. در این صورت، زندگی از نظر شما چیزی همانند یک بازی جلوه گر خواهد شد – یعنی، موقعیتهای دشوار زندگی را در حکم قوانین یک بازی در نظر خواهید گرفت. (ماجرای مارتین نمونه ی خوبی از قضیه ی ((رقابت با خود)) است. مارتین که در یک مغازه ی موکت بری مشغول به کار بود. مشکل او این بود که دائماً سعی کرد در کار خودش سریع تر و بهتر از دیگران باشد، اما هرگز موفق به این کار نشده بود.

 

 بعد از مدتی، مارتین تصمیم گرفت که فقط با خودش به رقابت بپردازد. به همین منظور، او برای اولین بار در طول زندگی اش یک زمان سنج و دفترچه یادداشتی را با خودش به یک مجتمع ساختمانی برد که قرار بود اتاقهای آپارتمانهای آنجا را موکت کند. با شروع کار، مارتین با استفاده از زمان سنج، مدت زمانی را که صرف موکت کردن اتاقها می کرد، اندازه گرفت و در دفترچه یادداشت کرد . در روز اول، موکت کردن اتاق خواب یکساعت، هال دو ساعت اتاق پذیرایی یک ساعت و ده دقیقه، و راه پله ها دو ساعت ساعت و نیم، طول کشید. روز بعد که مارتین برای موکت کردن کردن خانه ی دیگری از خانه های همان مجتمع مراجعه کرد، بیش از هر زمان دیگری برای شروع کارش اشتیاق داشت.

 

به همین دلیل، او دفترچه و زمان سنج را از جیبش بیرون آورد و خیلی زود، آماده ی کار شد. هدف او این بود که کارش را خیلی سریعتر از روز قبل انجام دهد. پس از شروع به کار، بدون آن که مارتین متوجه باشد، زمان به سرعت سپری شد و او موفق شد که در مجموع، نیم ساعت زودتر از دفعه قبل کارش را به پایان ببرد. بعد از آن روز، مارتین برای دست یابی به رکوردی بهتر، هر روز بر سرعت کارش افزود و با این رویه ای که در پیش گرفت طولی نکشید که او در مغازه ای که مشغول به کار بود، به سریعترین موکت بر تبدیل شد. در مرحله ی بعد، مارتین کیفیت کارش را تا آن جا که ممکن بود بالا برد، به صورتی که در کار او و فاصله و خط بین موکتها از نگاه بیننده اصلاً به نظر نمی آمد و موکتها تمام حاشیه ی دیوارها را کاملاً می پوشاندند و زیبایی کار را بیشتر می کردند. بعد از این مرحله، مارتین که دیگر معروف ترین موکت بر منطقه شده بود، لازم دید که به عنوان یک هدف مهم، مغازه مستقلی برای خودش باز کند، بنابراین، شروع به پس انداز کردن درآمدهایش کرد. مارتین مصمم بود که به بازی رقابت با خودش ادامه دهد، لذا، هر زمانی که پولی گیرش می آمد، با خودش عهد می کرد که هفته ی بعد، دو برابر آن را کسب کند. این گونه بود که مارتین در عرض دو سال توانست بزرگترین مغازه ی موکت بری شهرشان را بخرد و لازم به گفتن نیست که همراه با موفقیت او در کارش، اعتماد به نفس او نیز دو چندان شد.

 

 و این نبود مگر در نتیجه رقا بت با خود.) هر زمان که کسی هدفی برای خودش تعیین می کند، با دست یافتن به آن هدف،خود پنداری او تقویت می شود، این امر چه در مورد اهداف بلند مدت، چه میان مدت و چه کوتاه مدت، صادق است. اهدافی که توام با (( رقابت با خود )) هستند، بسیار سهل الوصولند، چرا که به هنگام رقابت با خود، تمام کوشش ما صرف این می شود که کاری را بهتر یا سریعتر از دفعات قبل انجام دهیم، به این ترتیب، رسیدن به هدفی و تکمیل کاری، باعث احساس رضایت و تقویت (( من )) ما می شود. شما هم می توانید همانند مارتین، تمام کارهایتان را با استفاده از یک زمان سنج با سرعت بیشتری نسبت به دفعات قبل به انجام برسانید. همچنین، می توانید معیارهایی از قبیل افزایش میزان سطح ریلاکس بدنتان، افزایش تعداد کارهای خیر خواهانه ای که هر هفته انجام می دهید، و افزایش تعداد اهدافی که در یک زمان معینی به آنها دست می یابید را به عنوان انگیزه هایی برای (( رقابت با خودتان )) در نظر بگیرید.

 

آنچه که لازم است در انجام کاری آنگونه باشید، این است که تمام سعی و تلاش خود را به کار ببرید. اگر چه ممکن است شما با تلاشی که می کنید روزی به یک برسید و روز دیگری به ده، نباید نگران نباشید، زیرا اصولاً ساخت انسان چنین است که تحت تاثیر نوسانات ریتمهای گوناگونی قرار دارد ( اصل ریتم ). بنابراین، زمانی که شما با وجود تمام تلاشی که می کنید، نمی توانید به نتایج مطلوبی دست یابید، نباید احساس گناه بکنید، زیرا شما هر چه در توان داشته اید، به کار برده اید. گذشته از آن، شما همیشه تحت تاثیر نیروهایی قرار دارید که کنترل این نیروها از اختیار شما خارج است (که ما در اصطلاح کلی این نیروها را خواست خدا، قضا و قدر، قسمت و ... می نامیم ). در واقع، شما فقط توان کنترل بازخوردها، نگرشها، عواطف و احساسات خودتان را دارید، نه بیشتر.

هیچ چیز در دنیا به اندازه ی احساس برنده بودن نمی تواند اعتماد به نفس انسانها را تقویت کند. اگر شما در موقعیتی برنده باشید، اعتماد به نفستان تقویت خواهد شد. اگر شما در انجام کاری بهتر از دفعات قبل عمل کنید، در این صورت احساس برنده بودن خواهید کرد.


بنابر آنچه گفته شد، اولین قدم شما برای تقویت اعتماد به نفستان، عبارت خواهد بود از انتخاب زمینه ای در زندگی که در آن خوب عمل می کنید اما قصد دارید بهتر عمل کنید.

 

اکنون، جهت رقابت با خودتان برای پیشبرد فعالیت مورد نظر، این پیشرفت را برای خودتان یک هدف قرار دهید. قبل از همه، مشخص سازید که وضعیت کنکونی شما نسبت به آن فعالیت چگونه است و چگونه می توانید این وضعیت را بهتر کنید. آیا می خواهید کمیت را افزایش دهید؟ آیا می خواهید سرعت را بالا ببرید؟ آیا به فکر پیشرفت در کیفیت کارتان هستید؟؟؟

 

سرانجام، برای رسیدن به اهدافتان، برنامه های عملی تدارک ببینید. به این منظور، همیشه تصویر رسیدن به اهدافتان را در ذهنتان داشته باشید و با تمسک به این تصویر، تا زمان رسیدن به آن اهداف، در این مسیر گام بردارید. به این ترتیب، شما با پرداختن به رقابت با خودتان، پس از کسب موفقیت در این رقابت، قادر خواهید شد موفق شدن و برنده بودن را برای خودتان، تبدیل به عادت کنید که نتیجه ی آن چیزی نخواهد بود، مگر افزایش اعتماد به نفس در شما.

 موفق باشید

یزگفته از سایت:تبیان

عصبانیت و عشق

عصبانیت و عشق

مرد درحال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر 4 ساله اش تکه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد .
مرد با عصبانیت دست کودک را گرفت و چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود

در بیمارستان کودک به دلیل شکستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

وقتی کودک پدرخود را دید با چشمانی آکنده از درد از او پرسید : پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند ؟

مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع کرد به لگد مال کردن ماشین ..

و با این عمل کل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی که کودک ایجاد کرده بود خورد که نوشته بود :


( دوستت دارم پدر ! )

روز بعد مرد خودکشی کرد .

عصبانیت و عشق محدودیتی ندارند .

یادمان باشد چیزها برای استفاده کردن هستند و انسان ها برای دوست داشتن ...

مشکل دنیای امروزی این است که انسانها مورد استفاده قرار می گیرند و این درحالی است که چیزها دوست داشته می شوند .

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود .

مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود .

مراقب رفتارت باش که عادت می شود .

مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود .

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود

عشق

اگر به قیمت خوشحالی خود دیگران را خوشحال كنی،
 
به خداوند عشق ورزیده ای 
 
 
وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم
جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند.به نظر می رسید پول زیادی نداشتند
شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد
بچه ها همگی با ادب بودند
دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند
مادر بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد
وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: چند عدد بلیط می خواهید؟
پدر جواب داد: لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان
متصدی باجه، قیمت بلیط ها را گفت. پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی پرسید: ببخشید، گفتید چه قدر؟
متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد
پدر و مادر بچه ها با ناراحتی زمزمه کردند
معلوم بود که مرد پول کافی نداشت
حتماً فکر می کرد که به بچه های کوچکش چه جوابی بدهد؟
ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت
بعد خم شد، پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد
مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت: متشکرم آقا
مرد شریفی بود ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد
بعد از این که بچه ها داخل سیرک شدند، من و پدرم از صف خارج شدیم و به طرف خانه حرکت کردیم

(بهتراست ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. (جانسون
اگر بجای غارت دیگران برای كمك به خود، خود را غارت كرده و به دیگران كمك كنی، به خداوند عشق ورزیده ای

سال نو مبارک

سال نو مبارک

 

آخرين نقطه محبت اينجاس كه "دخترك از خدا خواست تا عروسكش

خراب بشه تا دختر همسايشون حسرت نخوره". . .!

.......

سلام دوستان

سالی بسیار خوبی را برای همه شما آرزو میکنم

الهی دل همه ء شما شاد شاد شاد

آسمان فرصت پرواز بلندی است

آسمان فرصت پرواز بلندی است

سنگ پشت

پشتش سنگين بود و جاده‌هاي دنيا طولاني. مي دانست كه هميشه جز اندكي از بسيار را

نخواهد رفت. آهسته آهسته مي ‌خزيد، دشوار و كُند؛ و دورها هميشه دور بودند. سنگ پشت

 تقديرش را دوست نمي ‌داشت و آن را چون اجباري بر دوش مي كشيد. پرنده اي در آسمان پر

 زد، سبك بال... ؛ سنگ پشت رو به خدا كرد و گفت: اين عدل نيست، اين عدالت نيست.

كاش پُشتم را اين همه سنگين نمي كردي. من هيچ گاه نمي رسم. هيچ گاه. و در لاك‌ سنگي

 خود خزيد، به نيت نااميدي. خدا سنگ پشت‌ را از روي زمين بلند كرد. زمين را نشانش داد.

كُره‌اي كوچك بود.

و گفت : نگاه كن، ابتدا و انتها ندارد... هيچ كس نمي رسد. چرا؟

چون رسيدني در كار نيست. فقط رفتن است. حتي اگر اندكي. و هر بار كه مي‌روي،

رسيده‌اي. و باور كن آنچه بر دوش توست، تنها لاكي سنگي نيست، تو پاره اي از هستي را بر

 دوش مي كشي؛ پاره اي از مرا. خدا سنگ پشت را بر زمين گذاشت. ديگر نه بارش سنگين

بود و نه راه ها چندان دور. سنگ پشت به راه افتاد و گفت: رفتن، حتي اگر اندكي؛

و پاره اي از «او» را با عشق بر دوش كشيد



--

آسمان فرصت پرواز بلندی است

 

قصه این است چه اندازه کبوتر باشی

مهارت های ارتباطی  و  همدلی

 مهارت های ارتباطی 

 ارتباط، اصل اساسی زندگی زناشویی و خانوادگی است. ارتباط بین فردی صمیمی رنگ مثبت و شادی بخشی به جو حاکم خانواده می دهد در عوض تعامل های حاکی از انتقاد و سرزنش کردن حاوی رنگ های منفی هستند. نتیجه تحقیقات مختلف نشان داده است که در شرایط استرس زا، ارتباط زناشویی 30درصد تحت تاثیر قرار می گیرد و رفتارهایی مانند، انتقاد، تهدید و رفتار دفاعی داشتن افزایش می یابد و علاقه و صداقت متقابل کاهش می یابد.

رعایت اصول ساده ای که در پایین آورده می شود کمک می کند که ارتباط زناشویی را از تاثیرات منفی استرس حفظ کنیم. این اصول کمک می کند از تعارضات و عدم درک متقابلی که در نتیجه موقعیت های استرس زا به وجود می آید پیشگیری کنیم.


۱-گوش دادن فعالانه

یکی از مهمترین اصول ارتباط گوش دادن فعالانه است. اگر چه این نوع گوش دادن واضح به نظر می رسد اما در واقعیت ما همیشه همچنان که باید گوش نمی دهیم.

گوش دادن فعال به معنی علاقه مند بودن به آنچه شخص مقابل به صورت فعالی می گوید است. این به این معنی نیست که ما باید با هر چیزی که گفته می شود موافقت کنیم. آنچه ما باید انجام دهیم این است که امکان اظهار دیدگاه و مشکل را به شخصی که در حال صحبت است بدهیم. علاوه بر این، گوش دادن فعال شامل، علاقه خالصانه، تماس چشمی، موقعیت بدنی متمایل، اشاره سر، اجتناب از فاصله و قطع کردن سخنان طرف مقابل است. گام بعدی گوش داددن فعال، خلاصه کردن سخنان طرف مقابل با کلمات خودمان است. ارائه سخنان طرف مقابل با کلمات خودمان می تواند نشان دهد که  به درستی هر آنچه که طرف مقابل گفته درک کرده ایم.

 

در گوش دادن فعال موارد پایین رعایت شود:


   -  داشتن تماس چشمی اما نه خیره شدن

   -   موقعیت بدنی راغب(متمایل)

   -   اشاره سر، نشان دادن توجه

   -   حفظ آرامش و منتظر ماندن تا زمانیکه چیزی گفته شود

   -   قطع نکردن صحبت های طرف مقابل و تفسیر نکردن

   -    خلاصه کردن آنچه طرف مقابل گفته است.


ارتباط نادرست


       -  نگاه نکردن به طرف مقابل

       - دوری کردن

       -  غفلت کردن

       - سخنرانی کردن

       - قطع کردن صحبت های طرف مقابل

       -   نگاه کردن به تلویزیون بدون توجه به همسر

       -  متهم ساختن

       -  رفتار تمسخر آمیز


همدلی نقش مهمی در گوش دادن فعال بازی می کند. همدلی به ما کمک می کند تا خودمان را به جای طرف مقابل بگذاریم تا از این طریق احساسات و تفکرات فرد را درک کنیم.


2-     هماهنگ و سازگار باشید

بخش های کلامی و غیر کلامی پیام باید هماهنگ باشد. یعنی اینکه احساساتی که شما در چهرتان نشان می دهید باید با آنچه که در همان لحظه می گویید منطبق و هماهنگ باشد.


3-   دقیق باشید

باید تمام تلاشمان را بکنیم که در آنچه می خواهیم بگوییم دقیق باشیم


4-     از اظهارات من استفاده کنید

مثال) تو  خیلی خسته کننده ای، چون همیشه مرا نگران می کنی. به (من خیلی نگران شدم وقتی سروقت خونه نیامدی).

 

ارتباط در مواردی که تعارض پیش می آید

تعارض همیشه اتفاق می افتد و اجتناب از آن خیلی سخت است. اما تعارض ها در خانواده نباید منجر به این شود که اعضای خانواده داد بزنند، هر کسی به اتاق خودش رود و در را محکم ببندد. اولین گام می تواند توسط تمرین ارتباط درست برای اجتناب از تعارض ایجاد شود. در این مواقع سعی کنید: 

1-      آرام باشید

اجازه ندهید خشم و عصبانیت بر شما غلبه کند. موقعیت را تا حد امکان قبل از اینکه آن را ارزیابی کنید، بی طرفیتان را حفظ کنید.  در این مواقع یک تایم اوت برای خودتان در نظر بگیرید. نفس عمیق بکشید. به آرامی تا 100 بشمارید تا آرام شوید.

2-     داد نزنید

 با تن صدای آرام و شمرده حرف بزنید

3-    از هرگونه تعمیم اجتناب کنید

از اظهاراتی مانند، همیشه، هرگز، اجتناب کنید. تعمیم فقط در نادرترین موارد وجود دارد.

4-     به شخص مقابل بگویید چه احساسی دارید

شخص مقابل باید بداند شما چه چیزی نیاز دارید. عقیده و احساستان را ابراز کنید. (من خیلی نگرانت میشم وقتی دیر به خونه می آیی.)(وقتی برادر کوچکت را اذیت می کنی ناراحت می شوم).

5-     اجازه بده طرف مقابل حرفش را بزند

به طرف مقابلتان اجازه دهید تا حرفش را بزند. با عجله درباره او نظر ندهید. تنها بعد از گوش دادن به دیدگاه طرف مقابلتان می توانید به درستی  قضاوت عینی و درستی انجام دهید

ارتباط همدلانه

همدلی، توانایی درک احساس شخص دیگر است.  توانایی اینکه مسائل را بتوانیم از زاویه نگاه او ببینیم. همچنین، این توانایی شامل انتقال توجه از خود و فعالیت هایمان به شخص دیگر است.

برای همدلی باید تلاش کنیم تا خودمان را به جای دیگری بگذاریم و دنیا را از چشم او ببینیم. سعی کنیم تصور کنیم که آنها در همان لحظه چه تجربه و حسی دارند. مولفه اصلی در همدلی باید سعی در درک شخص دیگر باشد.

تاثیر مثبت همدلی

شخصی که با او همدلی می شود احساس درک شدن، پذیرفته شدن، مورد عشق، دوست داشتنی بودن و مهم بودن می کند. اظهار فعالانه همدلی باعث می شود این احساس در فرد مقابل ایجاد شود که با ارزش است. این تجربه افراد را صمیمی تر می کند. مدیریت و حل مسائل را آسان تر می کند. همدلی صمیمیت و علاقه مندی در ارتباط زناشویی را افزایش می دهد.

 

چه چیزی مانع همدلی می شود؟

مهمترین موانع، فعالیت ها و روابط سخت خودمان است. برای خیلی از ما مشکل است که خودمان را از تفکرات مان رها کنیم و سعی کنیم دنیا را از طریق چشمان دیگران ببینیم.

هنگامی که از شخصی عصبانی هستیم در دنیای خودمان غوطه وریم. احساس تهدید می کنیم. به جای اینکه خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم گرایش به حمله و حالت دفاعی داریم. همین منجر به افزایش تعارض هایی می شود که می توانستیم از طریق همدلی از آن پیشگیری کنیم. کسانی که می توانند خودشان را به جای دیگران بگذارند بهتر می توانند همدلی کنند. همدلی، آنها را مهار می کند و از واکنش های پرخاشگرانه پیشگیری می شود.

ممکن است مردان بعضی از موانع را داشته باشند اگر آنها معتقد باشند که احساسات مختص زنان است و صفتی زنانه است. آنها ممکن است معتقد باشند که مردانگی از طریق قدرت و منطق نشان داده می شود و هیچ جایی برای احساسات در آن وجود ندارد. امروز، این موانع یک ایده کهنه متعلق به کمتر از 20 سال پیش انگاشته می شود. اما اینها هنوز هم در ذهن بعضی از مردان وجود دارد.


چگونه می توان همدلی را یاد گرفت؟

همه ما می توانیم یاد بگیریم چگونه با دیگران همدلی کنیم. 4 گامی که در پایین آورده می شود برای یادگیری همدلی بسیار مناسب است:

1-   همان احساسات را نشان دهید

اگر بتوانیم احساساتمان را بهتر درک کنیم و یاد بگیریم آنها را با دیگران در میان بگذاریم، برای ما آسانتر خواهد بود که احساسات دیگران را بهتر درک کنیم.

2-     اظهار علاقه کردن به دیگران

رفتار همدلانه دلالت بر علاقه صمیمی نسبت به دیگران دارد. این علاقه با سوالاتی درباره آنچه دیگران انجام می دهند و تجربیات آنها شروع می شود. اما شما به همین کفایت نمی کنید و سوالاتتان را ادامه می دهید. او اکنون چه احساسی دارد؟ چه چیزی او را خوشحال، غمگین، ناراحت، عصبانی، یا مغرور می کند؟

3-     خودتان را به جای این شخص تصور کنید

برای درک و همدلی همسرتان باید نهایت تلاشتان را به کار برید تا برای یک لحظه هم دنیا را از چشم او ببینید. سعی کنید نقش فرد مقابلتان را بازی کنید که نقش گیری گفته می شود. برای مثال، من سعی می کنم خودم را در موقعیت/ نقش همسرم بعد از یک روز کاری خیلی سخت بگذارم که دوست ندارد آشپزخانه را به تنهایی تمیز کند. نقش گیری همچنین شامل، اندکی تغییر دادن در دیدگاه است.


4-    قادر به درک احساسات باشید

همدلی خیلی راحت تر خواهد بود اگر شما توانایی خوبی در "خواندن"  احساسات دیگران از  اظهارات چهره ای، تن صدا و حالات بدن باشید. ما می توانیم چنین درک و فهمی از احساسات دیگران را با پرسیدن از خودمان شروع کنیم. برای مثال، همسرتان چگونه نشان می دهد که خوشحال است؟ کودکتان چگونه نشان می دهد که ترسیده است؟

شما چگونه احساساتتان را با بدنتان(میمیک صورت، حالت بدن، حالت چهره) یا با طرز صحبت کردنتان(تن صدا، بلندی صدا) نشان می دهید؟ چگونه اعمالتان را با احساسات گوناگون نشان می دهید؟

پاییز با افسردگی می آید!!
...

بعضی وقت ها آگاه نبودن از برخی مسائل روحی و جسمی، مشکلات را دو چندان می کند.

تاکنون چیزی از افسردگی فصلی خصوصا در فصل پاییز شنیده اید؟ آیا احتمال می دهید که یکی از اعضای خانواده اتفاقا به دلیل همین مشکل کمی افسرده به نظر می رسد؟

این مطلب را به دقت بخوانید و بدانید که اگر در ماه های آغازین فصل پاییز، دچار افت خلق و کاهش انرژی و انگیزه می شوید و در ماه های فصل بهار خصوصا فروردین و اردیبهشت دوباره به حالت عادی و سالم برمی گردید، احتمالا به اختلال افسردگی فصلی مبتلا هستید که پزشکان حالت شدید آن را SAD نامیده اند.

در طول ماه های پاییز و زمستان، با کوتاه تر شدن طول روزها و کم شدن نور خورشید برخی افراد غمگین و افسرده می شوند و به زودی نیز بهبود پیدا می کنند، اما افرادی که مبتلا به اختلال تاثیر فصلی یا به اصطلاحSAD هستند، افسردگی عمیق تری را تجربه می کنند.

ادامه نوشته

نامه آبراهام لینکلن به آموزگار فرزندش

به او بیاموزیدکه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لت ببرد.

 

به او بیاموزید که هرگز حسد نورزد.

 

به او بیاموزید که هرگز از اشک ریختن خجالت نکشد.

 

به او نقش و تاثیر شگرف و مهم خندیدن را یاداوری کنید.

 

به او نقش مهم کتاب در زندگی را آموزش دهید.

 

به فرزندم بیاموزید به ازای هر انسان ناپاک انسانهای صادقی هم وجود دارند.

 

به فرزندم بیاموزید که در مدرسه بهتر است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد.

 

به او بیاموزید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند.

 

به او یاد بدهید همه ی حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست میرسد انتخاب کند.

 

به او بگویید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق میداند پای حرف اش بایستد وبا تمام قوا

بجنگد.

مثبت اندیِِِِِشي 2

 
به نام خدا
+ اندیشی

همه آنچه را که به‌دست می‌آوریم، همه آنچه را که به‌دست نمی‌آوریم و یا از دست می‌دهیم، نتیجه افکار خودمان است.(جیمز آلن)
شما با کلام خود می‌توانید روند حوادث را تغییر دهید آیا هیچ‌وقت به این موضوع فکر کرده‌اید که ارادهٔ شما، تولید کننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره. افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود را بر آن‌ها تحمیل کنید. هرگز اجازه ندهید فردی یا موضوعی افکار شما را دستخوش نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد. به‌جای تصاویر درهم و منفی، تصاویری زیبا از ذهنتان بسازید آن‌گاه خواهید دید که ذهن شما چه پیشگوی قابلی است.

ادامه نوشته

مثبت اندیشی 1

به نام خدا

مثبت اندیشی كلید موفقیت

مثبت اندیشی موقتی آن هم تنها برای چند لحظه کوتاه، چیزی عایدتان نخواهد کرد. باید ترس های خود را کنار بگذارید و سست ارادگی و بی عقیدگی را از خود دور کنید.با اتکا به تفکرات مثبت کارهای روزمره را راحت تر میتوان به پایان رسـاند، زنـدگی روشـنی در انتـظارتان خواهد بود، و نهایتاً رضایت بیشتری پیش رویتان قرار خواهد گرفت.

ادامه نوشته

علل فراموشی و درمان آن  

علل فراموشی و درمان آن مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

همه ما در زندگی روزمره خود مواردی را سراغ داریم که نتوانسته باشیم مطلب ، اسم فرد یا مکان خاص و یا اطلاعات دیگری را یادآوری کنیم. شاید بسیار پیش آمده باشد که مدتها به دنبال دسته کلید یا وسائل شخصی دیگر خود گشته باشیم و خیلی موراد دیگر. همه اینها مواردی جزئی از اختلال در عملکرد حافظه را نشان می‌دهد که تحت تاثیر عوامل مختلف ممکن است بوجود بیاید.

 این عوامل هرچه باشد، آنچه که برای ما پیش آمده این است که نتوانسته‌ایم به اطلاعاتی که مطمئن از دانستن آنها هستیم، دست پیدا کنیم. به عبارتی حافظه نتوانسته به اطلاعاتی که قبلا ذخیره کرده‌ایم، دسترسی پیدا کند. پدیده‌ای که همه آن را با عنوان فراموشی می‌شناسیم که در بسیاری موارد هم نتایج ناگواری به بار می‌آورد، مثل کم شدن نمره امتحانی.


علل فراموشی

فراموشی به علل مختلفی ممکن است اتفاق بیافتد. اکثر فراموشی‌های عادی روزمره مربوط به مراحل حافظه می‌باشند. وجود مشکل در هر یک از مراحل ، یادآوری اطلاعات را با مشکل مواجه خواهد ساخت. نظریات جدید حافظه به این مطلب تاکید دارند و فراموشی را ناشی از احتمال خطا در یک یا چند مرحله از مراحل سه گانه حافظه می‌دانند. مراحل حافظه رمز گردانی ، اندوزش و بازیابی را شامل می‌شود و می دانیم که در مرحله رمز گردانی سپردن اطلاعات به حافظه اتفاق می‌افتد. در مرحله اندوزش نگهداری اطلاعات در حافظه و در مرحله بازیابی فراخوانی اطلاعات از حافظه. خطای حافظه در هر یک از این مراحل مشکل فراموشی را به بار خواهد آورد.

* چنانچه خطایی در مرحله رمزگردانی یا سپردن اطلاعات به حافظه اتفاق بیافتد، در واقع به این معنی است که حافظه شرائط لازم برای رمزگردانی اطلاعات به نحو مناسب نداشته است. ممکن است کمبود توجه در حین سپردن اطلاعات به حافظه عامل این خطا باشد. ما زمانی که می‌خواهیم مطلبی را به حافظه خود بسپاریم، به آن توجه می‌کنیم. توجه ما رمزگردانی و سپردن آن را به حافظه امکان‌پذیر می‌سازد. ما خیلی از مطالبی را که می‌شنویم، اما به آن توجه نمی‌کنیم، فراموش می‌کنیم. به عبارتی تنها مطالبی که مورد توجه ما قرار می‌گیرد، به حافظه سپرده می‌شود. در غیر این صورت حافظه ما در هر لحظه در مقابل سیلی از اطلاعات قرار می‌گرفت که چندان ضرورتی هم برای ما نداشتند.

* زمانی که خطا در مرحله اندوزش اتفاق می‌افتد، به این معنی است که اطلاعات به شیوه درست و کاملی ذخیره نشده‌اند و یا در جای مناسب خود قرار نگرفته‌اند. یکی از عواملی که اندوزش اطلاعات را میسر می‌سازد، مرور ذهنی است. مرور ذهنی به نیرومند شدن اطلاعات در حافظه کمک می‌کند و دوام آنها را در حافظه طولانی‌تر می‌سازد. بنابراین بدون مرور ذهنی اطلاعات از حافظه محو شده و دسترسی به آنها ناممکن می‌گردد.
عامل دیگر که در مرحله اندوزش اتفاق می‌افتد و فراموشی را سبب می‌شود، جانشینی است، زمانی که اطلاعات جدید جای اطلاعات قدیمی را می‌گیرد و علت آن اغلب به گنجایش حافظه به خصوص در حافظه کوتاه مدت مربوط است. گنجایش حافظه کوتاه مدت معمولا محدود است و برای استفاده حداکثر از آن شگردهایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، مثل روش تقطیع. در هر زمانی که اطلاعاتی که قصد اندوزش آنها را داریم، فراتر از گنجایش حافظه باشد، ذخیره نخواهد شد یا ناچارا اطلاعات قبلی را از بین خواهد برد.

* در مرحله بازیابی نیز عواملی مثل تداخل و عوامل هیجانی ، یادآوری اطلاعات را با مشکل مواجه می‌سازند. زمانی که در حافظه ما اطلاعات مختلفی با نشانه مشترکی ذخیره شده باشند، به هنگام استفاده از آن نشانه برای بازیابی یکی از اطلاعات اطلاعات دیگر به ذهن خواهند آمد و مزاحم بازیابی اطلاعات مورد نظر خواهند شد. برای مثال اگر شماره تلفن جدید دوست خود را یاد بگیرید، بعد از مدتی یادآوری شماره تلفن قبلی او برایتان مشکل خواهد بود. به این علت که نام دوست شما نشانه‌ای است که برای شماره تلفن فعلی او و شماره تلفن قبلی او نشانه مشترکی است و یادآوری یکی از آنها با این نشانه با مشکل همراه خواهد بود.

فراموشی به عنوان یک اختلال

فراموشی‌های مربوط به مسائل جزئی زندگی روزمره هر از چند برای تمام افراد اتفاق می‌افتد و جای هیچ‌گونه نگرانی ندارد، اما در برخی افراد شدت فراموشی یا موضوعات مربوط به فراموشی طوری است که نمی‌توان آن را حالتی طبیعی تلقی کرد.

* افراد افسرده و افراد مضطرب معمولا با درجات شدیدتری از فراموشی مواجه هستند و اغلب بیش از دیگران در مسائل روزمره زندگی دچار فراموشی می‌شوند. از ناراحتیهای اساسی آنها که نزد روانپزشک یا روان شناس از آن گله می‌کنند، مشکل حافظه‌شان است که مشکلات زیادی را برای آنها ایجاد می‌کند.

* گاهی اوقات فراموشی در اثر ضایعات مغزی اتفاق می‌افتد که معمولا به دنبال یک سانحه مثل تصادف است، دیده می‌شود. در این حالت بیمار ممکن است بخشی از اطلاعات مربوط به زندگی خود را فراموش کند. این فراموشی ممکن است فراموشی پیش گستر یا پس گستر باشد.

* در نوع دیگری از فراموشی که بسیار هم نادر است، هیچ علت جسمی خاصی وجود ندارد، ولی فرد با فراموشی گسترده‌ای مواجه است. بطوری که ممکن است فرد تمام اطلاعات مربوط به بخشی از زندگی خود را بطور کامل فراموش کند. این نوع از فراموشی معمولا دلایل روان شناختی دارد و به آن فراموشی روانزاد گفته می‌شود. گاه یک هیجان شدید ، یک شوک عصبی و … دلیل این نوع فراموشی است.

* نوع دیگری از فراموشی تحت عنوان آلزایمر شناخته می‌شود که معمولا در سنین بالاتر اتفاق می‌افتد و علل ژنتیکی برای آن شناخته شده است.

درمان فراموشی

برای فراموشی‌هایی که به صورت روزمره اتفاق می‌افتند و یا برای جلوگیری از وقوع فراموشی در مطالب درسی و … معمولا روش های بهسازی حافظه مفید خواهد بود. در این روشها مواردی آموزش داده می‌شود که فرد با استفاده از آنها می‌تواند مراحل رمزگردانی ، اندوزش و بازیابی اطلاعات را با دقت و سهولت بیشتری انجام دهد. زمانی که فراموشی به عنوان نشانه یک اختلال روانی دیگر مثل اضطراب و افسردگی است، معمولا با درمان این نوع اختلالات مشکل فراموشی نیز حل خواهد شد و برای اختلال فراموشی ناشی از ضایعات مغزی ، فراموشی روانزا و آلزایمر روشهای اختصاصی‌تر به صورت درمان پزشکی و روان درمانی استفاده می‌شود.


منبع: رشد

0 نكته مهم در تدريس موفق معلمان و مربیان مدارس

0 نكته مهم در تدريس موفق معلمان و مربیان مدارس مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

امروزه آموزش و پرورش رسمی در پی آمادگی برای زندگی آینده از طریق یادگیری مفید و مؤثر است وکلا" تدریس عبارتست از:
تعامل یا رفتار متقابل معلم و دانش آموز بر اساس طرح منظم و هدفدار برای ایجاد تغییرات مطلوب و تسهیل یادگیری فرد و شناخت او از جهان است.
و تدریس خوب : تدریسی است که به خوب یاد گرفتن فراگیران کمک کند. در این فرایند یادگیرنده باید فعال باشد. به بحث بپردازد،مسائل را حل کند و با استفاده از راهنمایی های معلم به کسب تجربه بپردازد.


معلمان در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات ، مهارتها، راههای تفکرو ابراز نظرات خود کمک می کنند، باید به آنان نحوه ی یادگیری را نیز درس دهند.
چگونگی انجام تدریس اثر بسیاری بر توانایی شاگردان برای آموزش خودشان دارد . معلمان موفق تنها ارائه دهندگان مطالب نیستند بلکه آنان شاگردان خود را به تکالیف شناختی و اجتماعی وادار می نمایند و به آنان چگونگی کسب، ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را می آموزند تا چگونگی فراگیری را یاد بگیرند و منابع را به طور مؤثر به کار ببرند.لذا نقش عمده تدریس ،خلق یادگیرندگان فعال ، خلاق و قدرتمند است.

توصیه هایی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش

1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.
15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42-مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.
55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.
65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم.
79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند.

مأخذ : ابراهیم هاشم لو ، ماهنامه فرهنگ و تعاون ، شماره 7

نقش مذهب در سلامت روان

نقش مذهب در سلامت روان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

بهداشت روانروانشناسی بهداشت,در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله,تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی فشارآور به كار می گيرد .

در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش,توكل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند,می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند,بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد,سلامت ساز است.
رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهايی از قبيل توكل به خداوند,زيارت و غيره .... می توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش های مثبت,موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به اين كه خدايی هست كه موقعيت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست,تا حد زيادی اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمی توصيف می كنند و معتقدند كه می توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند,اثر موقعيت های غير قابل كنترل را به طريقی كنترل نمود. به همين دليل گفته می شود كه مذهب می تواند به شيوه فعالی در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلی مقابله مذهبی,متكی بر باورها و فعاليت های مذهبی است و از اين طريق در كنترل استرس های هيجانی و
ناراحتی های جسمی به افراد كمك می كند. داشتن معنا و هدف در زندگی,احساس تعلق داشتن به منبعی والا,اميدواری به كمك و ياری خداوند در شرايط مشكل زای زندگی,برخورداری از حمايت های اجتماعی,حمايت روحانی و ..... همگی از جمله منابعی هستند كه افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی,آسيب كمتری را متحمل شوند.
مذهب می تواند در تمامی عوامل,نقش مؤثری در استرس زايی داشته باشد و در ارزيابی موقعيت,ارزيابی شناختی فرد,فعاليت های مقابله,منابع حمايتی و .... سبب كاهش گرفتاری روانی شود. بر اين اساس,مدتها است كه تصور می شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسی مذهب,حمايت های تجربی زيادی را در راستای اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهای سلامت روانی افراد بالغ,توسط باورهای مذهبی تبيين می شود. در مطالعه ديگری,ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفری با ميانگين سنی 50، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضايت زناشويی در مردان و زنان و رضايت شغلی در مردان مرتبط بود.
بر اساس مطالعات انجام شده ديگر,بين مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزديكی وجود دارد. در يك بررسی كه 836 بزرگسال با ميانگين 4/ 73 سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبی بودن ( فعاليت های مذهبی غير سازمان يافته و فعاليت های مذهبی سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمی به زندگی,همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپيكا و همكارانش,36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگيری مذهبی را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوی تر,يا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند,ترس كمتری را از مرگ گزارش كردند.
مطالعات ديگر,تأثير مداخلات مذهبی را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی,نشان داده اند . به عنوان مثال,نتايج دو بررسی نشان داد,كسانی كه به اعتقادات مذهبی پايبند بودند,اضطراب و ناراحتی كمتری را نسبت به كسانی كه به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند,گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشويی 64 زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشويی,خوشحالی و رضايت زناشويی بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيری از طلاق است.
زاكرمن و همكاران در پژوهشی گزارش كردند,در افراد سالمندی كه نمره كمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند,ميزان مرگ ومير 42% بود,در حالی كه اين ميزان برای افراد سالمندی كه نمره شاخص مذهبی بالايی داشتند 19% بود. در مطالعه ديگری,كونينگ,كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی كسب می كنند كمتر شايع است . در بررسی ديگری,مشاهده كردند افرادی كه هميشه از مقابله های مذهبی استفاده می كنند نسبت به افرادی كه كمتر و گاهی از اين مقابله ها استفاده می كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی,نمرات بالاتری كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسی كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگری,مكين توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با يك رويداد معنی دار زندگی بررسی كرد. او با 124پدر و مادری كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبی بودن با يافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزايش صلاحيت روانی و كاهش ناراحتی در بين والدين در طی 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان,ارتباط داشت.
عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگری صورت گرفته است و از آنجايی كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژی,ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگی بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه های وسيع اخلاقی,بين فردی,بهداشتی و اجتماعی را در بر می گيرد,لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغيرهای مذهبی در سلامت روانی يك ضرورت اساسی به نظر می رسد . / تبيان

نقش مذهب در سلامت روان

نقش مذهب در سلامت روان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

بهداشت روانروانشناسی بهداشت,در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله,تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی فشارآور به كار می گيرد .

در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش,توكل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند,می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند,بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد,سلامت ساز است.
رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهايی از قبيل توكل به خداوند,زيارت و غيره .... می توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش های مثبت,موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به اين كه خدايی هست كه موقعيت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست,تا حد زيادی اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمی توصيف می كنند و معتقدند كه می توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند,اثر موقعيت های غير قابل كنترل را به طريقی كنترل نمود. به همين دليل گفته می شود كه مذهب می تواند به شيوه فعالی در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلی مقابله مذهبی,متكی بر باورها و فعاليت های مذهبی است و از اين طريق در كنترل استرس های هيجانی و
ناراحتی های جسمی به افراد كمك می كند. داشتن معنا و هدف در زندگی,احساس تعلق داشتن به منبعی والا,اميدواری به كمك و ياری خداوند در شرايط مشكل زای زندگی,برخورداری از حمايت های اجتماعی,حمايت روحانی و ..... همگی از جمله منابعی هستند كه افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی,آسيب كمتری را متحمل شوند.
مذهب می تواند در تمامی عوامل,نقش مؤثری در استرس زايی داشته باشد و در ارزيابی موقعيت,ارزيابی شناختی فرد,فعاليت های مقابله,منابع حمايتی و .... سبب كاهش گرفتاری روانی شود. بر اين اساس,مدتها است كه تصور می شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسی مذهب,حمايت های تجربی زيادی را در راستای اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهای سلامت روانی افراد بالغ,توسط باورهای مذهبی تبيين می شود. در مطالعه ديگری,ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفری با ميانگين سنی 50، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضايت زناشويی در مردان و زنان و رضايت شغلی در مردان مرتبط بود.
بر اساس مطالعات انجام شده ديگر,بين مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزديكی وجود دارد. در يك بررسی كه 836 بزرگسال با ميانگين 4/ 73 سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبی بودن ( فعاليت های مذهبی غير سازمان يافته و فعاليت های مذهبی سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمی به زندگی,همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپيكا و همكارانش,36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگيری مذهبی را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوی تر,يا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند,ترس كمتری را از مرگ گزارش كردند.
مطالعات ديگر,تأثير مداخلات مذهبی را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی,نشان داده اند . به عنوان مثال,نتايج دو بررسی نشان داد,كسانی كه به اعتقادات مذهبی پايبند بودند,اضطراب و ناراحتی كمتری را نسبت به كسانی كه به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند,گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشويی 64 زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشويی,خوشحالی و رضايت زناشويی بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيری از طلاق است.
زاكرمن و همكاران در پژوهشی گزارش كردند,در افراد سالمندی كه نمره كمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند,ميزان مرگ ومير 42% بود,در حالی كه اين ميزان برای افراد سالمندی كه نمره شاخص مذهبی بالايی داشتند 19% بود. در مطالعه ديگری,كونينگ,كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی كسب می كنند كمتر شايع است . در بررسی ديگری,مشاهده كردند افرادی كه هميشه از مقابله های مذهبی استفاده می كنند نسبت به افرادی كه كمتر و گاهی از اين مقابله ها استفاده می كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی,نمرات بالاتری كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسی كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگری,مكين توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با يك رويداد معنی دار زندگی بررسی كرد. او با 124پدر و مادری كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبی بودن با يافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزايش صلاحيت روانی و كاهش ناراحتی در بين والدين در طی 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان,ارتباط داشت.
عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگری صورت گرفته است و از آنجايی كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژی,ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگی بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه های وسيع اخلاقی,بين فردی,بهداشتی و اجتماعی را در بر می گيرد,لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغيرهای مذهبی در سلامت روانی يك ضرورت اساسی به نظر می رسد . / تبيان

ماجرای اعداد زوج و فرد در قرآن مجيد  

ماجرای اعداد زوج و فرد در قرآن مجيد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

قرآنقرآن کریم اعجاز بیکران است که ویژگیهای بی‌نظیر و اثبات شده‌ای دارد اما گاه مطالبی طرح می‌شود که چندان قابل اعتماد نیست مانند اعجاز عددی که با وجود تناسب تکرار واژه در قرآنچندان قابل اتکا نیست و دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی نیز بر این مورد تأکید کرده است .

 

سید مرتضی علوی نویسنده کتاب ریاضیات و قرآن در گفتگو با خبرنگار مهر در رابطه با اعجاز عددی قرآن اظهار داشت: در مورد اینکه اصل پیدایش اعجاز قرآن و مطرح شدن این بحث از چه زمانی آغاز شده است اطلاعات دقیقی وجود ندارد. قرآن در ابعاد مختلفی چون بیان، اخبار از غیب و اعجاز در عدم اختلاف دارای اعجاز است و اعجاز عددی از جمله اعجازهایی است که اخیرا در رابطه با قرآن مطرح شده است.

وی در رابطه با پیشینه تاریخی اعجاز عددی قرآن گفت: برخی صاحبنظران در چند دهه اخیر بعد دیگری برای اعجاز قرآن بیان کرده و اعتقاد دارند یک نظم ریاضی خاصی در قرآن حاکم است. اولین کسی که این ادعا را مطرح کرده دانشمندی به نام دکتر رشاد خلیفه است. این فرد ادعا کرده است که یک نظام ریاضی خاصی در قرآن مطرح است و در همین راستا از حروف مقطعه آغاز کرده و گفته است که این حروف دارای اعجاز عددی هستند. این بحث دارای چند بعد است که جدا از حروف مقطعه اعجاز عدد 19 را هم در بر می گیرد. در این میان اعجاز زوج و فرد، اعجاز عدد هفت و اعجاز تناسب تکرار واژگان نیز مطرح شده است.


ماجرای اعداد زوج و فرد


علوی گفت: اعجاز زوج و فرد از سوی کورش جم نشان براساس آیه ای در قرآن که خداوند در آن به زوج و فرد سوگند یاد کرده گفته است که باید نظام خاصی مبنی بر زوج و فرد در قرآن باشد. وی گفته است قرآن دارای 114 سوره است و هر سوره علاوه بر اسم دارای شماره، ردیف و تعداد آیه است. بنابراین سوره فاتحه دارای شماره ردیف یک و هفت آیه است.

وی افزود: تمام این شماره ردیف و تعداد آیات را با هم جمع کرده و گفته است اگر تعداد آیات 114 سوره را با هم جمع کنیم رقم 6236 به دست می آید و اگر شماره ردیف سوره های قرآن را باهم جمع کنیم رقم 6555 به دست می آید و در ادامه یادآور شده است که اگر شماره ردیف هر سوره را با تعداد آن جمع کنیم یک جدول زوج و یک جدول فرد به دست می آوریم که هرکدام دارای 57 سوره است. در هرکدام از این دو جدول 57 سوره وجود دارد که جمع آیات آن زوج و 57 سوره که جمع آیات آن فرد می شود مشاهده خواهد شد. از این رقم 57، 30 سوره دارای تعداد آیات زوج و 27 سوره با تعداد آیات فرد.

نویسنده کتاب ریاضیات و قرآن اظهار داشت: واقعیت این است که اعجازی به نام اعجاز زوج و فرد وجود ندارد. این تعداد آیات با شماره ردیف سوره جمع شده عددی به دست آمده و نوعی این عملیات انجام شده تا نظم خاصی از آن حاصل شود اما واقعیت این است که چنین اعجازی وجود ندارد.


تناسب تکرار واژه ها


وی تأکید کرد: تناسب تکرار واژه ها در قرآن امری است که در رابطه با اعجاز عددی می تواند تاحدی روی آن حساب کرد، چرا که تا 70 درصد صحت دارد. تناسب تکرار واژه ها عبارت است از تکرار کلماتی که به نوعی به هم مربوط هستند در قرآن یکسان بوده است. برای مثال تعداد واژه دنیا با مشتقاتش و آخرت با مشتقاتش در قرآن هر کدام 115 بار تکرار شده است. واژه حیات و موت هرکدام 145 بار تکرار شده است.


اعجاز عدد 7


سید مرتضی علوی در رابطه با اعجاز عدد 7 نیز اظهار داشت: این ادعا از روی این آیه مطرح شده است که خداوند هفت آسمان و زمین آفرید. در این ادعا گفته شده است که "بسم" دارای سه حرف است، "الله" دارای چهار حرف ، "رحمان" شش حرف و "رحیم" نیز شش حرف دارند، بنابراین عدد به دست آمده 6643 است که مضرب عدد هفت است یعنی هفت ضرب در 949 مساوی می شود با 6643.

وی در ادامه توضیح اعجاز عدد هفت افزود: این مسئله از سوی عبد الدائم الکحیل مطرح شده است که در کتاب خود از 6236 آیه قرآن دست کم 50 آیه پیدا کرده است و کلمات آن را به تفکیک داخل یک جدول قرار داده و نتیجه گیری کرده است از این آیات عددی به دست می آید که مضربی از عدد هفت است.

علوی گفت: اگر این جدول به دقت مورد بررسی قرار گیرد مشخص می شود که برای مثال در یک آیه کتاب با الف آمده چرا که یک عدد کم بوده است، اما در یک آیه دیگر کتاب به صورت "کتب" نوشته شده است چرا که برای رسیدن به عددی از مضربهای هفت یک عدد زیاد بوده است. این در حالی است که این اعجاز دارای اشکالات زیادی است.

وی با اشاره به اینکه ادعای اعجاز عددی از سوی رشاد خلیفه مطرح شده و این فرد پیرو فرقه بابیت است، فرقه ای که عدد 19 را مقدس می دانند گفت: تقدس عدد 19 در فرقه بابیت به نوعی است که سال بابی دارای 19 ماه است و هر ماه دارای 19 روز است. اصل طرح ریزی این ادعا براساس عدد 19 بوده است و پس از که متوجه شدند این قانون عدد 19 در تمام موارد صحت ندارند مدعی شدند که قرآن تحریف شده است.

سید مرتضی علوی یادآورشد: در رابطه با اعجاز تکرار واژگان هم باید گفت گاهی یک واژه خاص را با مشتقات آن حساب و واژه دیگری را بدون مشتقات ارائه کرده اند. این اعجاز عددی را 100 درصد نمی توان رد کرد اما در موارد ادعا شده به ندرت می توان صحت این موارد را پذیرفت، تنها در رابطه با تناسب تکرار واژگان در قرآن می توان گفت تا حد زیادی درست است؛ اما حروف مقطعه، عدد 19 و عدد 7 تا 90 درصد به نوعی مطرح شده که نتیجه نظر طراحان باشد.


اتکای اعجاز عددی به رسم الخط


نویسنده کتاب قرآن و ریاضیات اظهار داشت: یکی از اشکالات عمده ای که به اعجاز عددی قرآن وارد شده این است که این ادعاها در رابطه با رسم الخط فعلی قرآن صورت گرفته ، درحالی آن چیزی که مطرح است نوع تلفظ آن است چرا که قرآن از زمانی که به نگارش در آمده تا امروز یکسان تلفظ شده است اما رسم الخط آن متحول شده است. امروز الف زینت به واژه ها اضافه شده و حروف زیادی اضافه شده است اگر بحث اعجاز برپایه آنچه تلفظ می شود مطرح شود قابل بررسی است اما این رسم الخط ممکن است در آینده نیز تغییر کند.


استفتاء از دفتر آیت الله مکارم شیرازی


دفتر آیت الله مکارم شیرازی از مراجع عظام در پاسخ به استفتای مهر در این مورد اعلام کرده است : "روی این مسائل به عنوان یک دلیل نمی‌توان تکیه کرد".

هفت روز قبل از کنکور"

چندتوصیه برای هفته آخر:

*      "هفت روز قبل از کنکور"

     1-J حداقل یک هفته ( حداکثر ده روز ) قبل از کنکور، یاد گیری مطالب جدید را کنار بگذاریدو تنهابه یادآوری مطالب بپردازید.، حتی اگر زمان برای این کار ، کافی باشد. دروسی را که قبلا خوانده اید و سرفصل ها ، نکات مهمی راکه زیرآنهاخط کشیده اید باآرامش ؛ مرورکنید.

      2J- در این یک هفته ( به جز روزهای آخر )، در هر روز به کلیه سؤالات یک سال آزمون سراسری ، در یک نوبت پاسخ گویید و این توانایی را که به کلیه مباحث چهار سال از دروس مختلف بپردازید ، در خود تقویت کنید. ذهن خود را عادت دهید که بتواند از موضوعی خارج شده ، به موضوع دیگر بپردازد. این کار را حتما در ساعت مشخص وبا زمان بندی کنکور انجام دهید.منظور از زمان مشخص ، یعنی این که مثلا اگر رشته شما تجربی است و صبح امتحان دارید ، در این مدت ، رأس ساعت 8 صبح کنکور را آغاز کنید.به این ترتیب قبل از کنکور ، شما عادت می کنید حدود 4 ساعت در یک جا بنشینید و به ترتیب ، ذهن خود را از یک مطلب به مطلب متفاوتی معطوف کنید. 

J- در این چند روز سیبستم خواب خود را به حالت عادی برگردانید بهتر است شب ها زودتر از قبل بخوابید وصبح ساعت 5:30بیدار شوید تا عادت کرده وبرای جلسه کنکور خواب کافی داشته باشید واز داروهای خواب آور به هیچ عنوان استفاده نکنید چون سیستم عصبی شما را ضعیف می کند وتمرکزوسرعت عمل شما را کم می کند. می توانید از دم کرده ی گیاهان دارویی ،عرق تارونه به مقدار کم (نصف فنجان)یا عرق بهار نارنج استفاده کنید. 

         " روز قبل از کنکور "

       J 1- به خاطر داشته باشید که چند ساعت حضور شما در جلسه به اندازه کلیه سالیانی که شما به مطالعه منابع کنکور مشغول بوده اید ، در نتیجه نهایی تأثیر گذار است. شما هر چه قدر با سواد و مسلط باشید ، اگر در جلسه آزمون خسته وکسل باشید ، در اندازه های واقعی خود ظاهر نخواهید شد و به آن چه شایستگی آن را دارید ، دست نخواهید یافت.

       J2- برای اینکه 24 ساعت قبل از کنکور ذهنتان مشغول کنکور نشده ومضطرب نباشید ، بهتر است این اوقات را همراه خانواده و دوستانتان سپری کنید ، به پیاده روی رفته ویا ورزش سبک انجام دهید تا شب بتوانید راحت وبدون دغدغه و پریشانی بخوابید.

        J3- روز قبل از کنکور اگر حوزه امتحان خود را نمی شناسید ، آن را شناسایی کنید ونیز مداد و مداد پاک کن خوب تهیه کنید. استفاده از مداد اتود جهت پر کردن خانه ها وقت گیر است. لذا مداد نرم و معمولی بهتر است.   

          " شب قبل از کنکور"

      1J- خوب است شب قبل از کنکور ، پس از خواندن نماز ، با خوردن یک غذای مقوی و کم حجم در حدود ساعت 10، از سنگینی و رخوتی که غذای شب ایجاد می کند و از عادت قبلی یک ماه آخر خود که توصیه کردیم در ساعت 10 شب بخوابید ، حسن استفاده را بکنید و با دعا و توکل به خدا و آرامش بخوابید. دیر خوابیدن کاملا به ضرر شماست.

        2J- بهتر است صبح ، با صدای زنگ ساعت بیدار نشوید و این کار را به یکی از اعضای مطمئن خانواده بسپارید تا شما را با آرامش بیدار کند و نیز تمام شب نگران این که صبح خواب نمانید نباشید . نماز صبح و صبحانه فراموش نشود. حتما در صبحانه از مواد دارای قند مثل کره و مربا یا عسل و چای شیرین یا آبمیوه شیرین استفاده کنید.اگر شیر سیستم گوارش شما را می آزارد ، از آن استفاده نکنید.

       4J- در صورت بروز سردرد تنها از قرص استامینوفن ساده (نه کدئین دار) استفاده کنید.

     5-J کارت ورود به جلسه ، چند مداد مشکی خوب و ساعت مچی خود را قبلا آماده کرده و به موقع حرکت کنید.بهتر است برای جلوگیری از اتلاف وقت و گم کردن راه ، مسیر را قبلا برسی نمایید.                               

         " در جلسه کنکور"

             الف: دور کردن اضطراب از خود در جلسه آزمون

   با نشستن در جلسه ، برا ی بسیاری از داوطلبان ، دلشوره و نگرانی خاصی به وجود می آید که طبیعی است. با خواندن آیات قرآن ویا دعای مورد علاقه خود ، بر این اضطراب غلبه نمایید. بسیار دیده اید که یک داوطلب با استعداد و با معلومات ، به دلیل اضطراب زیاد نتوانسته به نتیجه ای که شایسته آن بوده است ، دست پیدا کند. اگر در روز کنکور بتوانید دانش خود را هر چند اندک به درستی بر روی پاسخنامه منعکس کنید ، موفقیت بزرگی کسب کرده اید. به این نکته توجه داشته باشید که دانش شما در جلسه کنکور کم یا زیاد نمی شود. اما تنها عاملی که به شما لطمه خواهد زد ، این است که نتوانید در اثر اضطراب ، آن چیزی را که می دانید ، بر روی کاغذ بیاورید.        

         ب: تنظیم وقت در جلسه آزمون

        بسیاری از داوطلبان برای جلوگیری از کمبود وقت ، ترتیب پاسخ گویی به سؤالات را عوض می کنند. یعنی گمان می کنند مثلا در س شیمی را بهتر می توانند پاسخ بدهند اوّل به سراغ شیمی می روند و بعد به سراغ در س دیگر. این روش ، اشتباه است. چون تنظیم سؤالات در آزمون ، کاملا سنجیده شده می باشد توصیه ما این است که: سؤالات را به همان نحوی که در دفترچه تنظیم شده است ، پاسخ دهید. بسیاری از دانش آموزان در جلسه کنکور حتی اگر ساعت هم داشته باشند ، نمی توانند وقت هر درس را تنظیم کنند. برای تنظیم وقت جلسه کنکور بهتر است چند روز قبل از کنکور بر مبنای زمانی که سازمان سنجش برای سؤالات هر درس اعلام می نماید ، جدولی ترتیب دهید و زمان ها را قبل از شروع آزمون ، روی برگه ای یادداشت کنید.به این ترتیب در هر لحظه می توانید موقعیت خود را ارزیابی کنید.

 به عنوان مثال:

                                                                            شروع                                                   پایان

        ادبیات                                                              8                                                       25/8  

        عربی                                                            25/8                                                    50/8

        معارف                                                          50/8                                                    15/9

         زبان                                                            15/9                                                    40/9

           

 

 

   ج: نحوه پاسخگویی سؤالات در جلسه آزمون

      J1- سؤالات را به همان ترتیبی که در دفترچه تنظیم شده است ، پاسخ دهید ، زیرا ترتیب سؤالات در آزمون ، امری حساب شده و سنجیده و دقیق است.

       J2- ابتدا هر سؤال را مطالعه نمایید. اگر پاسخ و حل تست را می دانید به آن سؤال پاسخ دهید ولی اگر حل سؤال از حد متعارف تست ، وقت گیر تر است ، آن را با یک ضربدر (×) مشخص کنید و اگر سؤال برایتان مشکل است به طور قاطع آن را کنار بگذارید و با یک علامت منفی (-) آن را مشخص کنید.به این ترتیب شما یک بار سؤالات را تا پایان مطالعه کرده و پاسخ سؤالهای ساده تر را داده اید.

        J3- حتی اگر سؤالات مشکل از همان سؤال اوّل شروع شد ، نگران نباشید ، چون سؤالات براساس فصول کتاب تنظیم شده اند در ادامه ، سؤالات ساده تری وجود دارد که به راحتی می توانید از عهده آن ها برآیید.

        J4- پس از یک بارمروربه ساعت نگاه کنید ، اگر زمان دارید، به سراغ سؤال هایی بروید که با علامت (×) مشخص کرده اید  و آن ها را حل کنید.

        J5- به محض اتمام زمان پیشنهادی برای درس مورد نظر ، آن را رها کرده و به سراغ درس بعدی بروید. اگر هنوز سؤالهایی مانده که می توانید حل کنید نگران نباشید ، با اطمینان تست های آن درس را رها کرده و به مبحث بعدی بپردازید. در این صورت شما با وقتی که می توانستید صرف یک یا دو تست وقت گیر نمایید ، می توانید چهار یا پنج تست دیگر را پاسخ دهید.

        J6- توصیه مهم: تمام صفحات دفترچه سؤالات را به خوبی بررسی کنید و مراقب باشید که بعضی از صفحات یا بعضی از سؤالات را فراموش نکرده باشید.

        J 7- کلمه ای را از سؤال حذف نکنید ،مثلا کلماتی از قبیل "معمولا" یا " تا حدی" را که در جمله است نادیده نگیرید. به علاوه چیزی به سؤال اضافه نکنید. همیشه سؤال را جواب دهید نه جنبه های دیگری را که خودتان در ذهن پرورانده اید. بهتر است زیر کلماتی چون " معمولا "،"گاهی"یا "همیشه" را خط بکشید که در پاسخ دادن به اصل سؤال به آنها توجه داشته باشید. این نوع کلمات در امتحانات چند جوابی اهمیت خاصی دارد. مراقب کلماتی از قبیل "همیشه" یا " هرگز" باشید ، این قبیل کلمات اغلب نشانگر جواب غلط می باشند. کلماتی از قبیل کلمات "اغلب" ، " به ندرت" و " گاهی اوقات " می تواند نشانگر جواب صحیح باشند.

        J8-در عین سرعت در پاسخگویی ، از شتاب زدگی بپرهیزید و خونسردی خود را حفظ کنید. اگر جوابی در اولین لحظه مبهم به نظرتان می رسد ، چند لحظه وقت صرف آن کرده و سپس با استفاده از معلومات کلی خود بکوشید جواب درست را از میان آن استخراج کنید.

        J9- همان طور که قبلا اشاره شد ، اگر باز هم رفع ابهام نشد ، آن سؤال را علامت زده و موقتا رها کنید ، چون ضمن پاسخ دادن به دیگر سؤالات نکات تازه ای به یادتان خواهد آمد وپس از رجوع به پاسخ در می یابید که نکات تازه ای می دانید و آنگاه جواب دادن به آن برایتان آسان خواهد بود.

        J 10- هیچ وقت روی سؤالی که نمی دانید ، زیاد درنگ نکنید و وقت خود را هدر ندهید ، چون بیشتر ناراحت و نگران می شوید و از جواب دادن به بقیه سؤالات نیز باز می مانید.

        J11- پاسخنامه های سازمان سنجش به صورت ده تایی دسته بندی شده است. بنا براین برای جلوگیری از اشتباه ، در پایان هر ده تست شماره سؤال را با شماره هایی که در پاسخ نامه علامت زده اید ، مقایسه کنید تا اگر اشتباهی رخ داده باشد ،  با تصحیح ده تست آخر ، آن را رفع کنید.

        J12- چنان چه وقت هست پاسخ ها ی خود را به دقت مرور و اشتباهات را تصحیح کنید. گروهی از شاگردان هنگام مرور جواب ها ، آنها را عوض می کنند و مقدار زیادی از پاسخ های صحیح را تغییر می دهند که نا صحیح می شود  به ندرت اشتباهی را تصحیح می کنند. البته همه شاگردان جواب های صحیح را تبدیل به نا صحیح نمی کنند بلکه سعی بر آن است که اشتباهات اصلاح شود. شما باید مواظب باشید که از این قبیل خطاهای مکرر ویکنواخت اجتناب ورزید.

        J13- تذکر بسیار مهم: هرگز سؤالات را در دفترچه جواب ندهید تا بعدا آن را به پاسخنامه منتقل کنید. این روش بسیار خطرناک است و ممکن است وقت تمام شود و شما فرصت نکنید جواب ها را به پاسخنامه انتقال دهید.

        J14- هیچ درسی را کنار نگذارید و در هر درس به دنبال سؤال هایی بگردید که جواب آنها را می دانید. اگر در یک درس فقط سه یا چهار سؤال را پیدا کردید که می توانستید جواب دهید ، امیدوار باشید.

       J 15- هرگز فکر نکنید که می توانید تمام سؤالات یک درس را جواب دهید. و اگر قصد جوابگویی تمام سؤالات را داشته باشید، با دیدن چند سؤال وقت گیر و ابتکاری ، مضطرب وآشفته خواهید شد. از همین حالا خود را آماده کنید که ممکن است به چند سؤال متوالی پاسخ ندهید. بنابراین با توکل به خداوند مهربان که در همه حال یاری کننده ماست :

                        1- به نتیجه کنکور اصلا فکر نکنید.

                        2- به چشم و هم چشمی دیگران نیندیشید.

                       3- به مباحثی که فرصت نکرده اید خوب بخوانید فکر نکنید. این فقط مشکل شما نیست و اکثرا مباحثی را نظیر  شما نخوانده باقی گذاشته اند.

    فقط به این فکر کنید که:

        " آموخته هایتان را با آرامش بر روی پاسخنامه منعکس کنید."

علت چشم چرانی آقایون

علت چشم چرانی آقایون مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

چشم چرانيسرگردان بودن چشم یا سرگردان بودن دل

مردها در حضور زن ها مثل بچه هایی می مانند که داخل یک اسباب بازی فروشی شده باشند. قلبشان پیش یک چیز خاص است اما با اینحال هنوز هم هر چیز جذابی که دوروبرشان باشد را نگاه می کنند.

 

مردها موجوداتی بصری هستند
مردها به هیچ وجه نمی توانند از تحسین کردن زیبایی زنان خودداری کنند. اما آیا انجام اینکار وقتی پیش همسر یا معشوقه شان هستند درست است؟ مجله سلامت مردان اخیراً رای گیری در این مورد انجام داده است:
· 53 درصد گفتند که اگر موردی باشد حتماً نگاه می کنند.
· 28 درصد گفتند فقط در موارد بسیار خاص و حتماً با داشتن عینک آفتابی این کار را می کنند.
· 19 درصد گفتند که هیچوقت اینکار را نمی کنند چون نمی خواهند همسرشان از دست آنها ناراحت شود.
اما برای یک لحظه فکر کنید. زن ها هم از این بدشان نمی آید. درست است؟ منظورم این است که مثلاً آن 7 پرستاری که به خاطر نگاه کردن به پرونده پزشکی جورج کلونی تعلیق شدند لزوماً به خاطر مسائل پزشکی اینکار را نکرده بودند، درست است؟
واقعیت این است که مردها نگاه می کنند و زن ها هم نگاه می کنند. بیولوژی طوری ما را برنامه ریزی کرده است که به دنبال جفتی مناسب خودمان باشیم و کره چشممان یکی از ابزارهایی است که همه ما برای خرید از آن استفاده می کنیم.
اما دیگر وقتش رسیده واقعیت را ببینیم
اکثریت خانم ها و آقایون می توانند خیال پردازی بصری را از واقعیت متمایز کنند. درمورد مردها می توانیم بگوییم که بسیاری از مردها اگر وقتی با همسرشان هستند به زنان دیگر نگاه می کنند اصلاً قصد بی احترامی و توهین به او را ندارند. بسیاری از مردها اندام خانم ها را زیباترین دیدنی های دنیا می دانند، درمورد آبشار نیاگارا هم همین فکر را می کنند اما لزومی ندارد که تا آنجا بروند.
البته جای انکار نیست که برای بعضی از مردها چشم چرانی قدم اول برای درگیر شدن جدی با آن فرد است. اما چطور می توان مردهایی که هر از گاه چشم چرانی می کنند را از آنهایی که با هدفی خاص اینکار را می کنند تشخیص داد؟ چند نکته هست که باید به خاطر داشته باشید:
· یک نگاه صادقانه بهتر از دید زدن دزدکی است.
بسیاری از مردان قبول دارند که نگاه می کنند چون می دانند اگر گند کار در بیاید نشانه بی احترامی آنها به همسرشان خواهد بود. مطمئناً مردی که می گوید، "خوب خانمه خیلی خوشگل بود" ممکن است با خشم شدید اما موقتی همسرش روبه رو شود اما بعد از اینکه عصبانیت همسرش فروکش کرد، زن متوجه می شود که شوهرش آدم صادقی است پس خطری او را تهدید نمی کند. از این گذشته با اینکه می توانسته اما به هیچ وجه سعی نکرده چیزی را از او پنهان کند. باید نگران مردی بود که چشم چرانی خود را انکار می کند. اگر مرد چیزی را پنهان کند آنوقت باید نگران شد.
· تاریخ آینده را پیشگویی می کند.
وقتی بدانید که مردتان نامزد قبلی خود را چطور انتخاب کرده است می تواند شما را با عملکرد او اشنا کند. اگر او را در یک رستوران یا خیابان ملاقات کرده باشد خیلی ساده بیانگر این است که برحسب آنچه او را جذب کند وارد عمل می شود. اما اگر مردی نامزد خود را در محل کار یا بین دوستان ملاقات کرده باشد مطمئناً نشانه خوبی است. چنین فردی برای برقراری ارتباط نیاز به رابطه معنادار دارد به همین دلیل احتمال بسیار کمی وجود دارد که با دیدن یک زن زیبا جذب شود.
· آن زنی که مرد نگاهش می کند لزوماً زنی نیست که می خواهد با او باشد.
تفاوت بسیار عمیقی بین یک نگاه کردن ساده و آوردن یک نفر در دنیای خصوصی خود وجود دارد. اگر مردی در خیابان چشم چرانی می کند احتمال خیلی کمی وجود دارد که بخواهد به او نزدیک شود.
به نظر اکثر مردان، نگاه کردن به زنان زیبا اصلاً به معنای بی احترامی به همسر یا نامزدشان نیست، آنها با این کار فقط هنر را تحسین می کنند و زنی که بخواهد بیش از حد نسبت به چنین چشم چرانی هایی حساسیت نشان دهد فقط همسرش را به نزدیک شدن به یکی از همین زنان تحریک می کند. / مردمان

شیوه ی مطالعه ی دروس مختلف منابع کنکور سراسری

به نام خدا

شیوه ی مطالعه ی دروس مختلف منابع کنکور سراسری

کلیک کنید

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

پیام مشاور شماره 90

پیام مشاور شماره 90

پیام مشاور شماره 89

پیام مشاور شماره 89

پیام مشاور شماره 88

پیام مشاور شماره 88

پیام مشاور شماره 87

پیاممشاور شماره 87

لیوان


 

سلام لیوان !

همیشه نیمه پرت را دیده ام

این بار اما میخواهم برخلاف عهدم با تو  نیمه ی خالی ات را ببینم

همان نیمه ی خالیی که هرم نفسهایت در آن موج می زند ..................

نفس هایی که در نیمه پر زندگی ندارند

همان نیمه ای که هویت اصلی ات را نشان میدهد

اصلا نمی دانم چه اصراریست برای دیدن نیمه پرت ؟!

خوبی هایت را که همه می بینند .

حکایت خوبی های تو بر سر هر کوچه و بازار بر زبان هر پیر و جوانی افتاده است

نیمه ی خالی تو را کسی نمی بیند

همان که نامش غرور است

همان حباب دروغ و غرور که نابود می کند تمام خوبی هایت را

و خراب می کند تمام پل ها را

مهربانم ! می خواهم عهد نشکنم .... اما .......

نیمه خالی ات هویدا تر از پر برایم خودنمایی می کند

ببخش مهربان !

انتخاب همسر

الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر براي ازدواج را محدود مي‌كنند.
ب - تلاش براي پيدا كردن فرد مناسب براي ازدواج را دچار افراط و يا تفريط مي‌كنند.
ج - از بررسي انديشمندانه‌ي توانايي‌ها و ضعف‌هاي بين فردي و شناختن فاكتورهاي قبل از ازدواج كه در موفقيت ازدواج مؤثر هستند، جلوگيري مي‌كنند.
د- مشكلات و موانع انتخاب همسر را تداوم مي‌بخشند و گزينه‌هاي بعدي براي حل مشكلات را به حداقل مي‌رسانند.
به عنوان مثال يكي از اين عقايد محدود كننده مي‌تواند اينگونه باشد كه زوج‌ها با اين اعتقاد وارد زندگي شوند كه تنها عشقشان نسبت به يكديگر براي غلبه كردن بر تمام مشكلات كافي است.
نگرش‌ها و طرز تفكر منطقي و غيرمنطقي افراد درباره فرايند انتخاب همسر به هنگام ازدواج يكي از فاكتورهاي بسيار مهمي‌ است كه مي‌تواند ازدواج را با موفقيت يا شكست مواجه نمايند.
آگاه بودن افراد درباره‌ي نگرش‌ها و طرز تفكر و عقيده‌ي خودشان درباره‌ي انتخاب همسر و در پيش گرفتن نگرشي منطقي و واقع‌بينانه مي‌تواند در داشتن ازدواجي موفق آنها نقش بسزايي داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه اي از شناخت‌ها ، باورها، عقايد و واقعيت‌ها (دانسته‌ها) است كه حاوي ارزشيابي‌هاي مثبت و منفي (احساسات) باشد.
 
نُه باور غير منطقي (محدود كننده) درباره انتخاب همسر
موضوعي كه به طور وسيع در پيشينه‌ي تجربي كه در زمينه‌ي انتخاب همسر ناديده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثير باورهاي شخصي در فرايند انتخاب همسر مي‌باشد. از بررسي  سوابق موجود در زمينه‌ي نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غير منطقي كه افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بيان كرده است.
 
1 -   اعتقاد به اينكه من فقط مي‌توانم عاشق يك نفر باشم.
 شخصي كه داراي اين عقيده است گمان مي‌كند كه تنها يك نفر در دنيا براي ازدواج با او مناسب است. اين تفكر بسيار شبيه اين عقيده است كه ما جايي در دنيا همزاد و يا نيمه‌ي دومي ‌داريم كه با ازدواج با او همه چيز به تكامل مي‌رسد.
اين افكار غالباً غيرمنطقي هستند، چرا كه بايد به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه اين ديدگاه به سرانجام مي‌رسد روشن نيست. همچنين شايد اين عقيده دعوت به انتظار غير فعالي باشد براي رسيدن به دقيقه اعجاز برانگيزي كه چشم‌انداز يك ازدواج خوب را نويد مي‌دهد.
 
2 - همسر كامل
اعتقاد به تفكر كه «تا زماني كه فردي كامل براي زندگي پيدا نكنم، نبايد ازدواج كنم». كسي كه اين اعتقاد را داشته باشد شايد براي تصميم گرفتن براي ازدواج دچار محدوديت شود چرا كه هيچ فردي كامل نيست و شايد براي پيدا كردن چنين فردي بايد زماني طولاني صرف شود.
 
3 - تكامل خود
كسي كه اينگونه فكر مي‌كند و مي‌گويد:«تا زماني كه نتوانم به خودم به عنوان يك همسر اعتماد كنم، نبايد ازدواج كنم».
اين اعتقاد نيز محدود كننده و غير منطقي است از آن جهت كه هيچ كس كامل نيست و احساس كامل بودن به عنوان يك همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگي براي ازدواج ضروريست، اما شايد اشخاصي را براي تصميم گيري درباره ازدواج دچار اضطراب كند.
 
4 - ارتباط كامل
 صاحب اين عقيده اين چنين مي‌انديشد:«ما بايد قبل از ازدواج ثابت كنيم كه ارتباط مؤثري خواهيم داشت».
توجه به فاكتورهاي پيش بيني كننده‌ي پيش از ازدواج بسيار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارت‌هاي حل مشكل و تشابه و همانندي ارزش‌ها و عقايد. جستجوي چنين ارتباطي و چنين همسري كه اين مهارت‌ها و قابليت‌ها را داشته باشد عاقلانه است.
با اين وجود ، از آنجا كه موفقيت در ازدواج را نمي‌توان تضمين كرد، براي كم كردن محدوديت اين تفكر مي‌توان اينگونه انديشيد كه هيچ راهي براي تضمين خوشبختي پيش از ازدواج ميسر نمي‌باشد.
 
5 - تلاش بيشتر
اين اعتقاد با اين تفكر شكل مي‌گيرد كه من با هركسي كه براي ازدواج انتخاب كنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن كه به قدر كافي تلاش كنم.
لارسن (1992) تأكيد مي‌كند كه تلاش دو همسر براي حل مشكلات و مؤثر ساختن يك ازدواج ، دو فرد بالغ و متفكر را مي‌طلبد. از آنجا كه هر كسي آنقدر متمايل به حل مشكلات نخواهد بود. بنابراين كمي‌دقت در انتخاب همسر در ابتداي ضروري به نظر مي‌رسد.
 
6 - عشق كافي است
فرد داراي اين عقيده شايد چنين بگويد:«عاشق كسي شدن براي من دليل كافي براي ازدواج است». جامعه‌ي غربي عشق رمانتيك را به عنوان شرطي لازم براي ازدواج ارزشمند مي‌شمارد.
در واقع، اشخاص كمي‌هستند كه ازدواج را بدون عشق تصور كنند. اگر عشق به عنوان تنها معيار در نظر گرفته شود، ساير توانايي‌هاي اساسي فردي و بين فردي از نظر دور خواهد ماند.
 
7 - همزيستي
اين عقيده چنين است: «اگر من و همسر آينده ام قبل از ازدواج با هم زندگي كنيم، شانس وخوشبختي مان را افزايش خواهيم داد».
مرور سوابق همزيستي و موفقيت‌هاي بعدي در ازدواج نشان داده است كه افرادي كه قبل از ازدواج با هم زندگي مي‌كنند آمادگي بيشتري را براي نارضايتي از زندگي وجدايي دارا مي‌باشند در مقايسه با كساني كه با هم همزيستي نكرده اند.
اين ارتباط معمولاً با خصوصيات كساني كه همزيستي مي‌كنند به نسبت كساني كه همزيستي نمي‌كنند مشكلات بيشتري در رابطه با تعهد دارند و تمايل كمتري براي ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تري نسبت به طلاق دارند.
 
8 - فرد مكمل و تضاد
در اين نگرش شخص اينگونه مي‌انديشد: «من بايد با كسي ازدواج كنم كه خصوصيات شخصيتي او متضاد با خصوصيات من باشد».
 اگر چه تفكر رايج مبني بر آنكه افراد با خصوصيات كاملاً متفاوت مي‌توانند كامل كننده‌ي ضعف‌ها و قوت‌هاي يكديگر باشند، اما فاكتورهاي پيش‌بيني كننده‌ي موفقيت در ازدواج نشان مي‌دهند كه قويترين عامل خوشبختي ، همانندي در ارزش‌ها، نگرش‌ها و خصوصيات شخصي است.
 
9 - انتخاب بايد آسان باشد
اين عقيده كه انتخاب يك همسر بايد ساده باشد و اين انتخاب حامل يك شانس و يا اتفاق است. بنابراين فرد شايد تصور كند كه براي انتخاب همسر به جاي عمل كردن بايد در انتظار يك اتفاق بماند.
چنين فردي در انتظار شانسي براي ديدار و عشق در اولين نگاه است بدون آنكه از تفكر محتاطانه آمادگي لازم، يا انجام عملي براي نزديك تر شدن به هدف ازدواج كمك گرفته شود.
مواردي كه عنوان شدند فقط تعدادي از نگرش‌ها و باورهاي غير منطقي افراد نسبت به انتخاب همسر مي‌باشند.
نحوه‌ي نگرش افراد نسبت به فرايند انتخاب همسر امري بسيار حياتي است و همچنين با درك شيوع باورهاي غيرمنطقي و محدود كننده درباره انتخاب همسر در ميان افراد مجرد زن و مرد، در صورتي كه اين نگرش‌ها و عقايد نادرست و غير منطقي افراد تغيير يابند و در جهت صحيح هدايت شوند، شاهد افزايش ازدواج‌هاي مؤفق در جامعه خواهيم بود.
و همچنين با توجه به مشكل ساز بودن نگرش‌هاي نادرست، مي‌توان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعليم دهندگان ازدواج را ياري كرد تا به افراد كمك كنند تا براي ازدواج بهتر آماده شوند.
 

روش های مقابله با افت تحصیلی

كاربرد اصطلاح افت تحصيلي يا اتلاف در آموزش و پرورش، از زبان اقتصاددانان گرفته شده و آموزش و پرورش را به صنعتي تشبيه مي‌كند كه بخشي از سرمايه‌ و مواد اوليه را كه بايد به محصول نهايي تبديل مي‌شد، تلف كرده و نتيجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نياورده است. البته كاربرد اصطلاح قصور و واماندگي در تحصيل مطلوب‌تر است. وقتي صحبت از افت تحصيلي مي‌شود، منظور تكرار پايه تحصيلي در يك دوره و ترك تحصيل پيش از پايان دوره است. به عبارت ديگر افت تحصيلي شامل جنبه‌هاي مختلف شكست تحصيلي، چون غيبت مطلق از مدرسه، ترك تحصيل قبل از موعد مقرر، تكرار پايه تحصيلي، نسبت ميان سال‌هاي تحصيلي دانش‌آموز و سال‌هاي مقرر آموزش و كيفيت نازل تحصيلات مي‌شود. منظور از افت تحصيلي كاهش عملكرد تحصيلي و درسي دانش‌آموز از سطح رضايت بخش و سطح نامطلوب است. ‌ افت تحصيلي يعني دانش‌آموز در هنگام تحصيل بعد از يك دوره موفقيت تحصيلي يا متوسط، به تدريج ظرفيت يادگيري او كاهش يافته و يا تكرار پايه تحصيلي داشته باشد. به طور كلي نمرات او نسبت به ماه قبل يا سال‌هاي قبل سير نزولي محسوس از خود نشان مي‌دهد. ‌ افت تحصيلي به عنوان شاخص اتلاف آموزشي، از نظر مفهوم عام به هرگونه ضعف در سوادآموزي و يا وجود بيسوادي گفته مي‌شود اما از نظر مفهوم خاص عبارت از محقق نشدن انتظارات آموزشي و شكست در اهداف آموزشي است. مباني روانشناختي * شرايط اجتماعي و اقتصادي: كودكاني كه والدين آنها از قدرت اقتصادي و اجتماعي پايين‌تري برخوردارند و خانواده‌هاي آنها با محروميت‌هاي اقتصادي مواجه مي‌باشند، افت تحصيلي بيشتري دارند. * شرايط آموزشي و امكانات مطلوب تحصيلي: در صورتي كه از حواس مختلف انسان براي اندازه‌گيري استفاده شود، مسلماً يادگيري راحت‌تر و عميق‌تر صورت مي‌گيرد و شرايط و امكانات آموزشي به تحقق اين امر كمك شاياني مي‌كند. نبود امكانات مطلوب تحصيلي و شرايط آموزشي معمولاً عواملي هستند كه در ايجاد افت تحصيلي مؤثرند. * شرايط فيزيولوژيك ياد گيرنده: معمولاً شرايط فيزيولوژيك دانش‌آموزان در مدارس ما مورد غفلت قرار مي‌گيرند. بعضي‌ها دچار ضعف شنوايي هستند و بعضي ضعف بينايي دارند. مسأله ديگر گرسنگي كودكان است. تحقيقات نشان داده است دانش‌آموزاني كه از تغذيه مناسب برخوردارند، كمتر دچار افت تحصيلي مي‌شوند. * شرايط رواني و حركتي: مانند دانش‌آموزاني كه مبتلا به صرع هستند يا دانش‌آموزاني كه دچار لكنت زبانند نمي‌توانند افكار خود را بازگو كنند. دائماً در فشار رواني، اضطراب و تنش هستند. * سازش نايافتگي رفتاري: كودكاني كه به ناسازگاري عاطفي مبتلا هستند، از نظر رفتاري با محيط سازش ندارند و از يك تعامل بين فردي به نحو مطلوب برخوردار نيستند. اين كودكان در مدارس چون سازگاري با خود و محيط ندارند، افت تحصيلي بيشتري دارند. * شرايط عاطفي و رواني: شايد بتوان گفت اين مورد در كشور ما عامل اصلي افت تحصيلي است. همواره سخن بر سر اين است كه ميان ظرفيت بالقوه كودكان و آنچه انجام مي‌دهند، فاصله‌اي وجود دارد. امروزه روانشناسان معتقدند نبايد صرفاً به دنبال سنجش هوش كودكان بود بلكه، بايد ظرفيت يادگيري آنها را به دست آورد، زيرا همواره ظرفيت يادگيري بچه‌ها بسيار بيشتر از آن است كه مي‌آموزند. ‌ عمده‌ترين دلائل افت تحصيلي 1- عوامل فردي: شامل هوش، توجه و دقت، انگيزه و هيجانات و آشفتگي‌هاي عاطفي و نارسايي‌هاي جسمي. ‌ 2-‌ عوامل خانوادگي: شامل روابط خانوادگي، فقر مالي و اقتصادي، فقر فرهنگي والدين. 3- علل آموزشي مدرسه: شامل شيوه تدريس معلم، برنامه درسي مدرسه، پيشداوري معلم، شرايط فيزيكي كلاس و ارزيابي‌هاي نادرست معلمان از عملكرد دانش‌آموزان. راهكارها افت تحصيلي موضوعي غيرقابل حل نيست. اما حل آن هم يكباره و ناگهاني و با شيوه‌هاي آني ميسر نيست. براي مقابله با اين پديده، به برنامه‌ريزي‌هاي درازمدت و زيربنايي نياز است كه براساس واقعيت‌هاي اجتماعي باشند و ضمانت اجرايي به عنوان يكي از اصول برنامه‌ريزي آموزشي را داشته ‌باشند. ‌ الف) برنامه‌هاي درازمدت يا بنيادي: اين برنامه‌ها تدابير زيربنايي است كه يك سياست كلي را در نظام آموزشي مي‌طلبد. برخي از جزئيات اين روش‌ها عبارتند از: ‌ *‌ تجديدنظر در نظام ارزشيابي. * كاهش تعداد دانش‌آموزان هر كلاس. * ارزيابي هوشي دانش‌آموزان قبل از دبستان. *فراهم كردن امكانات آموزش و پرورش. ب) برنامه‌هاي كوتاه مدت: جزئيات اين برنامه‌ها به شرح زير است: * تهيه به موقع كتاب‌هاي درسي و فراهم آوردن وسايل كمك آموزشي. ‌ *‌ همكاري نزديك اوليا، مدرسه و والدين. * ارزيابي عملكرد معلمان و تشويق معلمان كارآمد. * تقويت انگيزه‌هاي دروني دانش‌آموزان. خسارت ها 1- هزينه‌هاي تحميل شده به دولت كه شامل: ‌ الف) اتلاف هزينه‌هاي جاري اداره مؤسسات آموزشي توسط دولت. ب) اتلاف سرمايه‌گذاري‌هاي ثابت براي ساخت و تجهيز فضاهاي آموزشي و پرورشي. 2- هزينه‌هاي تحميل شده بر خانواده شامل: الف: اتلاف هزينه‌هاي مستقيم خانواده مثل پرداخت حق ثبت نام و هزينه‌ لوازم‌التحرير. ب: اتلاف هزينه‌هاي حمل و نقل. ارتباطات براي رفت و آمد دانش‌آموزان به مدرسه. 3- خسارت‌هاي وارده به دانش‌آموزان شكست خورده شامل: الف) هزينه فرصت از دست رفته بر اثر ديرتر راه يافتن به بازار كار. ب) خسارت‌هاي ديگري كه بر فرد وارد مي‌شود مثل هزينه‌ واقعي سرخوردگي، احساس حقارت و بي‌كفايتي و خودپنداري منفي. ‌ نتيجه‌گيري افت تحصيلي به عنوان قديمي‌ترين و بحث‌ انگيزترين مسأله آموزش و پرورش ايران در دهه‌هاي اخير بوده است كه فاصله ميان وضعيت علمي موجود فراگيران با وضعيت مورد انتظار آنها از حد معقول و مقبول آن فراتر رفته است و منجر به خسارت‌هاي اقتصادي، رواني و اجتماعي شده است. تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد در كشور ما شكست تحصيلي زياد و پرحجم بوده و از همان سال اول ابتدايي گريبانگير برخي از دانش‌آموزان مي‌شود. تحليل‌هاي آماري نشان مي‌دهند كه اين پديده در ايران نيز همانند ساير جوامع گزينشي بوده و همه طبقات به يك نسبت با آن مواجه نيستند. ‌ اين امر در مناطق محروم و روستايي و در ميان حاشيه‌نشينان شهر ما بسيار عميق‌تر است. ● منبع: روزنامه – اطلاعات

تقویت حافظه

روان‌شناسان شناختی، به روش‌های مختلفی دست یافته‌اند که می‌تواند به نحو چشمگیری حافظه شما را تقویت کند. راهبردهایی مانند بسط، مرور ذهنی و وسایل یاد یار می‌توانند به شما در بهتر به خاطر سپردن آنچه مطالعه می‌کنید کمک کنند. به خدمت گرفتن چند تا از این راهبردهای اثبات شده در هنگام مطالعه می‌تواند تفاوت بارزی در عملکرد درسی و نتایج امتحانی شما به وجود آورد.

در این زمینه، دو تا از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانید بکنید، یکی اجتناب از حفظ کردن و با عجله آماده شدن برای امتحان و دیگری یک خواب خوب شبانه است. پژوهش‌ها نشان می دهد که شب تا صبح درس خواندن، روش بسیار غیرموثری برای یادگیری معلومات جدید است و خواب می‌تواند به استحکام حافظه و عملکرد بهتر در امتحان کمک کند.

در حوزه روان‌شناسی شناختی، چند راهبرد مختلف برای تقویت حافظه وجود دارد که اثر بخشی آن‌ها مورد آزمایش قرار گرفته و به اثبات رسیده است. در این مقاله با برخی از این روش‌ها آشنا می‌شویم:

1- توجه خود را بر روی آن چه مطالعه می‌کنید متمرکز سازید
توجه یکی از مؤلفه‌های عمده حافظه است. به منظور آن که اطلاعات از حافظه کوتاه مدّت به حافظه بلند مدّت منتقل گردند، شما باید به طور فعّال به آن‌ها توجه کنید. سعی کنید در محیط‌هایی بدون سر وصدای موجب حواس‌پرتی مثل تلویزیون، موسیقی و ... مطالعه کنید.

2- از حفظ کردن مطالب و با عجله برای امتحان حاضرشدن بپرهیزید
جلسات منظمی برای مطالعه در نظر بگیرید. مطالعه مطالب در طول چند جلسه، زمان کافی برای پردازش مناسب اطلاعات را در اختیار شما قرار می‌دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دانش‌آموزانی که به طور مرتب مطالعه می‌کنند بسیار بهتر از کسانی که تمام مطالب را در یک جلسه طولانی مطالعه می‌کنند، مطالب را به یاد می‌آورند.

3- اطلاعاتی که مطالعه می‌کنید را سازماندهی کنید
پژوهشگران دریافته‌اند که اطلاعات در حافظه به صورت خوشه‌ای سازماندهی شده‌اند. شما نیز می‌توانید به بهره‌گیری از این ویژگی به ساختاردهی و سازماندهی مطالبی که مطالعه می‌کنید بپردازید. سعی کنید مفاهیم و عبارت‌های مشابه یا مرتبط را با هم گروه‌بندی کنید.

4- از وسایل یاد یار برای به خاطر سپردن اطلاعات استفاده کنید
منظور از وسایل یادیار، روشی است که دانش‌آموزان معمولاً از آن‌ها برای یادآوری مطالب کمک می‌گیرند. برای مثال، شما می‌توانید عبارتی که باید به یاد آورید را به چیزی که خیلی برایتان آشناست مرتبط سازید. بهترین یادیارها آن‌هایی هستند که تصورات مثبت، شوخی‌ها یا چیزهای تازه و ابتکاری را به خدمت می‌گیرند. مثلاً قافیه یک شعر، یک آواز و یا یک جوک ممکن است به شما در به یادآوردن بخش خاصی از اطلاعات کمک کنند.

5- اطلاعات را در ذهن‌تان بسط دهید و مرور کنید
برای به خاطر آوردن اطلاعات، شما باید آنچه مطالعه کرده‌اید را در حافظه بلند مدّت خود قرار دهید. یکی از موثرترین روش‌ها، بسط و مرور نام دارد. یک مثال از این روش این است که ابتدا تعریف عبارت‌های کلیدی را بخوانید، سپس با دقت بیشتر آن تعریف‌ها را مطالعه کنید و سرانجام به مطالعه تشریح جزئیات معنی آن عبارت‌ها بپردازید. پس از چند بار تکرار این فرایند، یادآوری این اطلاعات بسیار بهتر و آسانتر خواهد شد.

6- اطلاعات تازه را با چیزهایی که قبلاً می‌دانستید ارتباط دهید
هنگامی که مطالب ناآشنا و تازه‌ای را مطالعه می کنید، مدتی را به فکر کردن در مورد این که این اطلاعات چه ارتباطی با دانسته‌های قبلی شما دارد اختصاص دهید. با ارتباط برقراری کردن بین ایده‌های جدید و دانسته‌های موجود قبلی، احتمال به خاطر آوردن اطلاعات تازه به نحو چشمگیری افزایش خواهد یافت.

7- مفاهیم را در ذهن‌تان مجسّم کنید
بسیاری از افراد با مجسّم کردن اطلاعاتی که مطالعه کرده‌اند، قدرت حافظه و به یادآوری خود را بهبود چشمگیری می‌بخشند. به عکس‌ها، نمودارها و سایر تصاویر کتاب‌های درسی‌تان توجه کنید. حتی اگر چنین تصاویری وجود ندارد می‌توانید خودتان ایجاد کنید. در حاشیه یادداشت‌هایتان شکل یا نمودار بکشید یا از ماژیک‌های رنگی برای برجسته‌سازی و گروه‌بندی مطالب مرتبط استفاده کنید.

8- مفاهیم جدید را به فرد دیگری آموزش دهید
پژوهش‌ها نشان می دهد که خواندن مطالب با صدای بلند، در به خاطر سپردن آن‌ها بسیار موثر است. روان‌شناسان همچنین دریافته‌اند که در صورتی که دانش‌آموزان به «تدریس» مفاهیم جدید به دیگران بپردازند، درک و یادآوری آن‌ها بهبود پیدا خواهد کرد. شما می‌توانید با آموزش دادن مفاهیم و اطلاعات جدید به دوست یا همکلاس خود، این رویکرد را امتحان کنید.

9- به اطلاعات پیچیده توجه بیشتری کنید
آیا تا کنون متوجه شده‌اید که به یاد آوردن اطلاعات ابتدایی یا انتهایی یک فصل، گاهی چقدر آسانتر است؟ پژوهشگران دریافته‌اند که موقعیت قرار گرفتن اطلاعات می‌تواند در به یادآوردن آن‌ها نقش داشته باشد. در حالی که به یاد آوردن اطلاعات میانی ممکن است دشوار باشد، شما می‌توانید با صرف وقت بیشتر و مرور اطلاعات از اوّل و یا تجدید ساختار اطلاعات، بر این مشکل فائق آیید. هنگامی که به یک مفهوم پیچیده و سخت برخوردید، زمان بیشتری را صرف به خاطر سپاری آن کنید.

10- روش مطالعه خود را تغییر دهید
یک راه عالی برای افزایش قدرت یادآوری مطالب، تغییر گاه به گاه روش مطالعه است. اگر به مطالعه در یک مکان معین عادت کرده‌اید، سعی کنید جایتان را عوض کنید. اگر بعد از ظهرها مطالعه می‌کنید، هر روز صبح چند دقیقه‌ای را به مرور اطلاعاتی که روز قبل مطالعه کرده‌اید اختصاص دهید. با افزودن یک عنصر جدید به جلسات مطالعه خود می‌توانید اثربخشی تلاش‌هایتان را افزایش دهید و قدرت یادآوری خود را بهبود بخشید.

10 توصيه معروف ترين مشاوران دنيا براي ارتباط با خانواده همسر

10 توصيه معروف ترين مشاوران دنيا براي ارتباط با خانواده همسر


احترام
اگر حتي فكر مي كنيد آنها سزاوار احترام نيستند در هر حالتي به آنها احترام بگذاريد
وفاداري
اين خيلي طبيعي است كه همسر شما نسبت به خانواه اش احساس وفاداري داشته باشد شما با اين كار هرگز در درجه دوم قرار نمي گيريد
انتقاد
اگر ماجرايي برايتان اتفاق افتاد به خود شان انتقاد نكنيد و اگر همسرتان ( زن يا مرد ) انتقادي از آنها مي كند فقط گوش دهيد و جبهه نگيريد اين يكي به دو كردن ها مي تواند مشكلات بيشتري را ايجاد كند .
ريشه ها
خاستگاه همسرتان را كشف كنيد و ببينيد در چه خانواده اي و با چه نوع ساختاري بزرگ شده است بهتر است اين مساله قبل از ازدواج صورت گيرد .
احساسات
خودتان سعي كنيد قبل از سولات او خود و احساسات و نوع نگرش خانواده تان را بذاي همسرتان بگوييد و اگر انتقادي از يك روش تربيتي داريد بيان كنيد .
علاج كردن
اگر مشكلي با خانواده تان داريد و اين قضيه روي شما و زندگي تان تاثير گذاشته در همان ابتدا آن را حل كنيد و هرگز وارد زندگي زناشويي تان نكنيد .
نه گفتن
درك كنيد كه چه مقدار رابطه با خانواده خودتان لازم است و از آن بيشتر به زندگي تان لطمه ميزند يك كلمه رمز مثل "نه" داشته باشيد و وقتي لازم است آن را به كار ببريد .
مراقب بودن
راجع به سلامتي و اوضاع اقتصادي آنها در محافظتان پرس و جو كنيد سعي كنيد آنچه را از نظر مراقبت روحي و موقعيتي نمي توانيد به دست آورند تا حد امكان فراهم كنيد چرا كه روزي شما نيز نيازهايي خواهيد داشت.
مرز نگه داريد
مرزهايي براي رابطتان تعيين كنيد مثلا روزهاي تعطيل آخر هفته ها مسائل مالي ، ملاقات ها ، تنهايي و...
تقدم
هميشه زندگي مشتركتان را در راس هرم قرار دهيد . منبع :www.familienursache.de